یعنی چه
شاهنگ در لغتنامههای فارسی به معنای ملکه زنبور عسل یا فرمانروای کندو آمده است. این واژه به موجودی اشاره دارد که مرکزیت، نظم و حیات یک کلونی زنبور عسل به وجود و هدایت او وابسته است.
تلفظ
این واژه به صورت شاهَنگ (با فتح حرف هاء) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «ملکه زنبور عسل»، واژه ۵ حرفی «شاهنگ» یا واژه عربی «یعسوب» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
معادل دقیق انگلیسی این واژه در اصطلاحات زیستشناسی و عمومی Queen bee است.
به فارسی
از واژههای مترادف و هممعنی آن در زبان فارسی میتوان به «ملکه زنبور عسل» و واژه وامگرفتهٔ «یعسوب» اشاره کرد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، شاهنگ به عنوان نمادی از مدیریت، هدایت و مرکزیت در یک ساختار اجتماعی منظم شناخته میشود که مایه انسجام و بقای گروه است.
جمعبندی و توضیح کامل شاهنگ
واژه شاهنگ یکی از واژگان اصیل و کهن زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «شاه» (به معنای فرمانروا) و «هنگ» (به معنای سپاه، گروه یا قصد و آهنگ) تشکیل شده است. این نامگذاری استعارهای زیبا از نقش ملکه زنبور عسل است؛ یعنی کسی که سپاه زنبورها را هدایت میکند و به حرکت آنها نظم میدهد.
این کلمه اگرچه در گفتار روزمره مدرن کمتر به چشم میخورد، اما در متون کهن لغوی و فرهنگهایی مانند معین و دهخدا جایگاه تثبیتشدهای دارد و معادل دقیق واژه عربی «یعسوب» محسوب میشود. شاهنگ نمونهای برجسته از واژهسازی دقیق در زبان فارسی برای توصیف پدیدههای طبیعت است.