یعنی چه
مِزْهَر در اصل یک واژه عربی بر وزن «مِفْعَل» (اسم آلت) است که به نوعی ساز زهی قدیمی شبیه به عود یا بربط و گاهی دف بزرگ اطلاق میشود. همچنین اگر به صورت مُزْهِر (صفت فاعلی) تلفظ شود، به معنای کسی است که برای راهنمایی و پذیرایی از مهمانان در شب آتش روشن میکند یا به معنی درخت شکوفهکرده است.
تلفظ
این کلمه بسته به معنای خود دو تلفظ رایج دارد: مِزْهَر (به کسر ميم و سكون زاء) در نقش اسم ابزار موسیقی، و مُزْهِر (به ضم ميم و كسر هاء) در نقش صفت فاعلی به معنی شکوفا شده یا آتشافروز.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «مزهر» به عنوان پاسخ برای راهنماهای «نوعی ساز قدیمی»، «بربط» یا «نام دیگر ساز عود» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معانی دیگر مانند تجلی یا شکوفایی میتوان از واژگان manifestation یا blooming نیز استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه بر اساس کاربرد شامل «بربط» و «تنبور» (در حوزه موسیقی) و «آتشافروز» یا «شکوفا» (در معانی صفت فاعلی) است.
در قرآن
واژه «مِزْهَر» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ هرچند ریشه اصلی آن یعنی «ز-ه-ر» در قالبهای دیگر در قرآن دیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مزهر
واژه مِزْهَر ریشهای عربی دارد و در ادبیات کلاسیک فارسی به عنوان وامواژه در معنای ساز بربط یا عود به کار رفته است. این کلمه نباید با واژه «مَظْهَر» (به معنی محل بروز و تجلی) که املای متفاوتی دارد اشتباه گرفته شود. در اشعار شاعران بزرگی مانند مولانا، مزهر به عنوان نمادی از انسان بیاختیار در دستان تقدیر یا معشوق تصویر شده است که تنها با زخمه مطرب به صدا درمیآید.
از سوی دیگر، این واژه با تلفظ مُزْهِر نیز کاربرد دارد که معنای صفت فاعلی به خود میگیرد و به شخص آتشافروز برای مهمانان یا درخت غرق در شکوفه اشاره میکند. با این حال، کاربرد موسیقیایی آن در متون کهن فارسی رایجتر و شناختهشدهتر است.