یعنی چه
«بحر المسجور» ترکیبی وصفی در زبان عربی است. واژهٔ «مَسجور» از ریشهٔ «سَجَرَ» دو معنای اصلی دارد: یکی افروختن آتش و شعلهور کردن، و دیگری پر کردن و لبریز نمودن. بنابراین، این عبارت به معنای دریایی است که یا از آتش افروخته شده و میجوشد، یا دریایی که کاملاً پر، مهارشده و لبریز است.
تلفظ
این عبارت در زبان عربی به صورت «بَحْرُ الْمَسْجُور» (با سکون ح و ج، و فتح م) تلفظ میشود و در زبان فارسی معمولاً با کسر راءِ اضافه به صورت «بحرِ مَسجور» خوانده میشود.
در جدول
در سؤالات طراحان جدول، پاسخ این اصطلاح دقیقاً «بحر المسجور» با ۱۰ حرف است. همچنین ممکن است به عنوان راهنمای واژههایی نظیر «دریای شعلهور» یا «دریای لبریز» به کار رود.
به انگلیسی
ترجمه این عبارت بر اساس دو تفسیر اصلی آن صورت میگیرد؛ در معنای برافروخته از واژگانی چون Blazing یا Fiery و در معنای لبریز از Swelling استفاده میشود.
به عربی
در کتب تفسیر و لغت عرب، برای تبیین مفهومی این واژه از عباراتی همچون البحر الموقد (دریای برافروخته) یا البحر المملوء (دریای مالامال) استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این اصطلاح شامل «دریای شعلهور»، «دریای گداخته»، «دریای مالامال» و «دریای لبریز» است که هرکدام به یکی از ابعاد معنایی ریشه واژه اشاره دارند.
در قرآن
این عبارت دقیقاً یکبار در آیه ۶ سوره مبارکه طور آمده است که خداوند در آن به این دریا سوگند یاد میکند. همچنین فعل مجهول این ریشه در آیه ۶ سوره تکویر به صورت «وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ» (و آنگاه که دریاها برافروخته/لبریز شوند) در توصیف حوادث تکاندهنده آستانه قیامت به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل بحر المسجور
عبارت «بحر المسجور» از اصطلاحات شگفتانگیز قرآنی است که در سوره طور به عنوان یکی از سوگندهای الهی مطرح شده است. ریشه لغوی «سجر» به دو اصل معنایی دلالت دارد: افروختن و سوزاندن آتش، و نیز پر کردن و لبریز کردن یک ظرف یا مجرا. مفسران کلاسیک با توجه به این دو معنا، بحر المسجور را یا به معنای دریایی سراسر پر و مالامال دانسته که از طغیان آن جلوگیری شده است، و یا دریایی که در آستانه رستاخیز مضطرب گشته و به آتش تبدیل میشود.
در تفاسیر علمی معاصر، نگاه جدیدی به این واژه معطوف شده است. امروزه محققان این تعبیر را با پدیدههای زمینشناسی مانند آتشفشانهای فعال در اعماق اقیانوسها و خروج مواد مذاب گداخته از شکاف تودههای زمین در کف دریاها مطابقت میدهند؛ جایی که در عین وجود تودههای عظیم آب، آتش و حرارت شدیدی جریان دارد و مصداق عینی یک «دریای برافروخته در دل آب» است.