یعنی چه
تعبیری تأکیدی در متون ادبی و فلسفی است که بر سادگی مطلق، خلوص کامل و عاری بودن از هرگونه آمیختگی، پیچیدگی یا اجزای ذهنی و خارجی دلالت دارد. برای مثال، عبارت «جاهل بحت و بسیط» به معنای کسی است که نادانیِ محض دارد و هیچچیز نمیداند.
تلفظ
این کلمه ترکیبی از دو واژه با ریشه عربی است. واژهی اول «بَحْت» با فتح ب و سکون ح و ت، و واژهی دوم «بَسِیط» با فتح ب و کسر س خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمهی ۷ حرفی «بحت بسیط» یا کلمات مترادفی مانند «خالص»، «محض» و «سره» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی نظیر «خالص و ساده» یا «نایاب و بیآمیغ» کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم خلوص کامل، اصالت بیشائبه و عدم ترکیب از واژهها و عبارات فوق استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح از دو ریشه مجزای عربی «ب-ح-ت» (به معنی خلوص و جدایی از آمیختگی) و «ب-س-ط» (به معنی گستراندن و در اصطلاح فلسفی، غیرمرکب بودن) ترکیب یافته است.
به فارسی
برابرهای فارسی دقیق این تعبیر شامل واژگانی چون خالص، محض، سره، ناب، بیآمیغ، یکدست و ساده (در مفهوم منطقی و فلسفی آن یعنی غیرمرکب و بدون جزء) هستند.
در قرآن
خود ترکیب «بحت بسیط» و واژه «بَحت» در متن قرآن وجود ندارند. با این حال، مشتقاتی از ریشه بخش دوم آن یعنی «ب س ط» (مانند یَبسُطُ، بَسطَةً و بَاسِطٌ) به معنای گشایش و گستردن در قرآن آمدهاند، اما صفت «بسیط» به این شکل در آیات به کار نرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل بحت بسیط
ترکیب «بحت بسیط» (یا در اصل لغوی آن «بحت و بسیط») یک تعبیر تأکیدی و اصطلاحی در زبان ادبی و متون کهن فلسفی، کلامی و عرفانی است. این عبارت برای توصیف اوج خلوص، یکدستی و سادگی مطلق در یک چیز به کار میرود؛ به طوری که هیچگونه آمیختگی، ترکیبات ناخالص، پیچیدگی یا کثرتی در ذات آن راه نداشته باشد. برای نمونه در متون قدیمی، عبارت «جاهل بحت و بسیط» برای اشاره به کسی استفاده میشد که نادانیِ محض دارد و هیچ بهرهای از دانش نبرده است.
در حوزه حکمت متعالیه و فلسفه اسلامی، این اصطلاح بار معنایی عمیقتری پیدا میکند و به حقیقتِ عریان وجودی اشاره دارد که منزه و مبرّا از هر نوع جزء ذهنی یا خارجی است. مفهوم «بسیط الحقیقه» در فلسفه ملاصدرا به عنوان نمادی تام برای تبیین توحید ذات الهی و واجبالوجود کاربرد دارد و بیانگر این است که در ذات مطلق خداوند هیچگونه ترکیب، تکثر و اجزایی راه ندارد.
در مجموع، این واژه گرچه ریشه در زبان عربی دارد، اما به عنوان یک اصطلاح ترکیبی فاقد ریشهی مستقیم در آیات قرآن کریم است؛ هرچند ریشهی بخش دوم آن در قرآن به وفور دیده میشود. امروزه این واژه بیشتر ارزش ادبی، دانشنامهای و فلسفی داشته و در معماها یا جدولهای کلمات متقاطع به عنوان نمادی از خلوصِ صرف و تمامعیار شناخته میشود.