یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح و تعبیر کنایی در زبان فارسی است که به دو مفهوم اصلی اشاره دارد: نخست، گوشهنشینی، عزلت گزیدن و قطع رابطهٔ اختیاری یا اجباری با جامعه و اطرافیان؛ دوم، رویگردانی و انکار آگاهانهٔ یک حقیقت یا فرصت پیشرو بهگونهای که فرد خود را از مزایای آن محروم کند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی به صورت [dar be ruye khod bastan] است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کنایهای با مضمون گوشهنشینی یا قطع ارتباط، عبارت «در به روی خود بستن» با ۱۴ حرف قرار میگیرد. واژههایی چون انزوا، عزلت یا گوشهنشینی نیز از همپوشانیهای رایج آن هستند.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، میتوان از معادلهای فوق برای انتقال مفهوم انزوا یا نادیده گرفتن حقیقت استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی برای بیان افعال کنایی یا صریح مرتبط با این مفهوم، واژگان ریشهٔ عزل و نزوی و تعابیر تمثیلی مشابه به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل در به روی خود بستن
اصطلاح «در به روی خود بستن» یک ترکیب کنایی فعلی و استعاری در زبان فارسی است که ریشه در یک کنش فیزیکی واقعی دارد؛ یعنی قفل کردن درِ اتاق به روی خود برای تنها ماندن. این تصویر مادی به مرور زمان در ادبیات و زبان روزمره به یک مفهوم ذهنی و روانشناختی تبدیل شده است که نمایانگر تنهایی روحی، دوری گزیدن از تعاملات اجتماعی یا نوعی دفاع روانی در برابر حقایق تلخ بیرونی است.
این عبارت در ساختار زبان فارسی از ریشه کهن «بستن» (در فارسی میانه و ریشه باستانی band-) شکل گرفته است. در بعد معنایی، این اصطلاح با عباراتی نظیر «چشم بر حقیقت بستن» قرابت دارد، با این تفاوت که در اینجا تاکید بیشتری بر روی انزوا، بریدن از جهان و مسدود کردن داوطلبانه یا ناامیدانه مسیرهای ارتباطی و فرصتهای پیشرو وجود دارد.
از منظر نمادشناسی، «در به روی خود بستن» نمادی از یاس، افسردگی، خلوتنشینی خودخواسته و گاهی حفظ آرامش ذهنی به قیمت انکار واقعیت است. اگرچه عین این عبارت در متون مقدس مانند قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم همارز آن در قالب واژههایی چون «اعراض» (رویگردانی از حق) یا داستانهای مرتبط با عزلتنشینی (مانند اصحاب کهف) به وضوح قابل بازخوانی است.