یعنی چه
خوارمایگی در زبان فارسی به حالت و صفت خوارمایه بودن اشاره دارد. این واژه نشاندهنده کمارزشی، ناچیزی، پستی و حقارت است که میتواند هم در ابعاد مادی (مانند اندک بودن مال و مایه) و هم در ابعاد معنوی و اخلاقی (مانند سقوط منزلت انسانی و تحقیر اجتماعی) بهکار رود.
تلفظ
این واژه از ترکیب «خوار» (به سکون واو و الف کشیده) + «مایه» + پسوند مصدری «ـگی» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف درخواستی میتواند خود واژه یا مترادفهای آن باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، واژههایی که بیانگر بیارزشی، پستی یا کممقدار بودن هستند به عنوان معادل به کار میروند.
به فارسی
واژههای مترادف آن در زبان فارسی شامل حقارت، پستی، کمقدری، بیارزشی، ناچیزی، ذلت و خردی است. در مقابل، واژههایی چون گرانمایگی، ارجمندی، باارزشی، عظمت، والایی و بزرگی به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
نماد چیست
این واژه یک مفهوم انتزاعی است و نماد تصویری یا طبیعی مشخصی در اسطورهها ندارد؛ اما در ادبیات فارسی به عنوان نماد معنایی سقوط منزلت، فرومایگی اخلاقی و در تقابل مستقیم با کرامت و عزت نفس انسان به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل خوار مایگی
واژه «خوارمایگی» یک ترکیب اصیل فارسی است که از دو بخش «خوار» (به معنی پست، ذلیل و اندک) و «مایه» (به معنی اصل، ذات یا مال) همراه با پسوند مصدری تشکیل شده است. این مفهوم در ادبیات و فرهنگ فارسی برای توصیف حالات یا ویژگیهایی به کار میرود که نشاندهنده نبودِ ارزش، اعتبار، بزرگی و اصالت در یک فرد، رفتار یا شیء است.
در متون اخلاقی و ادبی، خوارمایگی معمولاً در برابر «گرانمایگی» و «عزت نفس» قرار میگیرد و به عنوان یک صفت ناپسند که مایه حقارت و سقوط مرتبه انسانی است، نکوهش میشود. اگرچه این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده، اما مفاهیم همارز آن در قالب واژگانی چون صغار، ذلت و مهانه مطرح شدهاند که همگی بر دوری از کرامت دلالت دارند.