یعنی چه
در اصطلاح هنر سنتی، به الگوها، نگارهها و نقشهای انتزاعی و سنتی گفته میشود که زنان و مردان عشایر (بهویژه ایلات قشقایی، لر و بختیاری) بدون استفاده از نقشه و بر اساس الهام از طبیعت، روی فرشی زمخت و بلندپرز به نام گبه میبافند. این طرحها بازتابدهنده داستان زندگی، غمها، شادیها و آرزوهای بافنده هستند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «طرحی در گبه بافی» بسته به تعداد حروف مشخصشده میتواند به خود این عبارت ۱۳ حرفی یا به نمونههای معروف آن مانند خرسک، نقش شیر، خشتی، محرمات و حوض اشاره داشته باشد.
به انگلیسی
در منابع بینالمللی هنر و فرش، برای توصیف این نوع نقشپردازی از اصطلاحات تخصصی مربوط به بافتههای عشایری استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و واژههای همارز فارسی برای این مفهوم شامل مواردی چون نقش ذهنیباف، نقش بداهه، طرح ایلیاتی، نقش عشایری و نقش ساده گبه است که همگی بر ویژگی بدون نقشه بودن و اصالت بومی آن تاکید دارند.
نماد چیست
این طرحها کاملاً نمادین هستند. برای نمونه، نقش شیر نماد قدرت، عظمت، شجاعت و روحیه حماسی ایل است. نقش درخت (بهویژه سرو) نماد شادی و جاودانگی، درخت انار نماد برکت و باروری، و طرحهای راه راه (محرمات) و حوض نماد جریان آب، روشنایی و کوچ عشایر به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل طرحی در گبه بافی
واژه گبه در اصل از زبان فارسی و گویشهای لری و کردی گرفته شده و به معنای ضخیم، زمخت، خام یا پرداختنشده است. این زیرانداز به دلیل پرزهای بلند و تعداد پودهای فراوان در هر رج، ساختاری نرم و سنگین دارد. اصالت این هنر به مناطق جنوب و جنوب غربی ایران بهویژه ایل قشقایی و بختیاری بازمیگردد که زندگی خود را روی تار و پود آن تصویر میکردند.
طرحهای گبهبافی به دلیل ماهیت ذهنیباف بودنشان، هیچگاه از روی یک الگوی کاغذی یا نقشه پیشفرض بافته نمیشوند. بافنده محلی بر اساس حس و حال لحظهای و مناظر اطراف خود دست به خلق اثر میزند؛ به همین دلیل است که هر گبه یک اثر هنری منحصربهفرد محسوب میشود و امکان ندارد دو گبه با طرح کاملاً یکسان در جهان یافت شود.
از نظر مذهبی و قرآنی، این اصطلاح خاص جایگاهی در متن قرآن کریم ندارد؛ چرا که یک دستآفریده بومی و عشایری ایرانی است. در کتاب مقدس مسلمانان تنها از کلمات عمومی فرش مانند «زرابی» (فرشهای گرانبها) یا «نمارق» (پشتیها) یاد شده است و گبه به عنوان یک هنر ملی و ایلیاتی شناخته میشود.