یعنی چه
تاریخنگار یا تاریخنویس به کسی گفته میشود که به مطالعه، بررسی، توصیف و روایت مستند رویدادهای گذشته پرداخته و کتابها یا گزارشهای تاریخی را تألیف میکند. این واژه برای واژگان کلاسیک و معمولی است و تعریف دقیق آن شامل تحلیل روشمند گذشته برای فهم بهتر حال و آینده است.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «تاريخنِگار» (tārikh-negār) است که از دو بخش «تاریخ» (عربی) و «نگار» (بن مضارع نگاشتن از فارسی) ترکیب شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «نویسنده تاریخ» یا «ثبتکننده وقایع گذشته»، واژههایی مانند مورخ، تاریخنویس، وقایعنگار و خودِ «تاریخ نگار» که ۹ حرف دارد به کار میروند.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی برای این واژه Historian است. همچنین برای کسانی که وقایع را به ترتیب زمان وقوع ثبت میکنند، از واژه Chronicler استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و ترکیبات هممعنی فارسی برای این واژه شامل تاریخنویس، تاریخدان، وقایعنگار، وقایعنویس، اخبارنگار و کارنامهنویس است.
نماد چیست
در کاربردهای نمادین، تاریخنگار به عنوان «حافظ حافظه جمعی» و «پل میان گذشته و حال» شناخته میشود. از نظر بصری، قلم و کتاب (یا طومار) به همراه ساعت شنی (نشانگر گذر زمان) نمادهای سنتی آن هستند. در اساطیر یونان باستان نیز «کلیو» (Clio) الهه و نماد تاریخنگاری است.
جمعبندی و توضیح کامل تاریخ نگار
واژهٔ «تاریخنگار» یک صفت مرکب فاعلی مرخم در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ عربی «تاریخ» (به معنی تعیین وقت و شناساندن زمان) و بن مضارع فعل فارسی نگاشتن یعنی «نگار» (به معنی نویسنده و نقشکننده) ساخته شده است. این اصطلاح به طور دقیق به معنای کسی است که سرگذشت پیشینیان، وقایع زمانه و رویدادهای اجتماعی و سیاسی را با نگاهی روشمند و مستند به رشتهٔ تحریر درمیآورد.
اگرچه این واژه و ریشهٔ آن به این صورت در متن قرآن کریم نیامده است (و در آنجا بیشتر از واژگانی چون قصص، نبأ و اساطیر برای بیان سرگذشتها استفاده شده)، اما مفهوم ثبت و عبرت از تاریخ امتها همواره مورد توجه بوده است. مترادفهای برجستهٔ آن در زبان فارسی شامل مورخ، وقایعنگار و تاریخنویس است، در حالی که متضاد دقیقی در لغتنامهها برای آن ثبت نشده و گاه به صورت مفهومی در مقابل واژههایی چون افسانهپرداز یا آیندهنگر قرار میگیرد.