یعنی چه
پالیدهخواری یا فیلترخواری یک مکانیسم تغذیهای در برخی جانوران آبزی (مانند اسفنجها، صدفها و والهای بیدندان) است. در این روش، جاندار آب محیط خود را از میان اندامهای غربالی یا جاروییشکل عبور میدهد تا پلانکتونها، فیتوپلانکتونها و ذرات معلق در آب را به تله بیندازد و از آنها تغذیه کند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «پالیدهخواری» (pālide-xvāri) است که از دو بخش «پالیده» (صفت مفعولی از پالودن) و «خواری» (از مصدر خوردن) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ مد نظر در جدول برای این مفهوم «پالیده خواری» است که دقیقاً ۱۱ حرف دارد. واژههای هممعنی دیگر مانند فیلترخواری نیز ممکن است به کار روند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به این نوع روش تغذیه Filter feeding و به جانوری که این رفتار را دارد Filter feeder میگویند.
به فارسی
برابرهای فارسی و اصطلاحات هممعنی برای این واژه شامل «تصفیهخواری»، «پالودهخواری» و واژهٔ وامگرفتهٔ «فیلترخواری» است که همگی به یک مفهوم زیستشناختی اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل پالیده خواری
واژهٔ «پالیدهخواری» یک اصطلاح تخصصی و مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی در حوزههای زیستشناسی و اقیانوسشناسی است. این کلمه از ترکیب صفت مفعولی «پالیده» (از مصدر پالودن یا پالاییدن به معنی صاف کردن و تصفیه نمودن) و اسم مصدر «خواری» (از ریشهٔ خوردن) ساخته شده است و به نوعی رفتار تغذیهای در حیات وحش اشاره دارد.
در این روش، جانورانی مانند والهای بزرگ، فلامینگوها و اسفنجها بدون نیاز به تعقیب و شکار فعال طعمههای بزرگ، حجم زیادی از آب دریا یا تالاب را درون بدن یا اندامهای خاص خود به جریان میاندازند. این اندامها مانند یک الک یا صافی عمل کرده و موجودات ریز میکروسکوپی را برای هضم جذب میکنند.
به عنوان مثال در یک جمله علمی میتوان گفت: «نهنگهای گوژپشت نمونهای بارز از جانوران پالیدهخوار هستند که روزانه تونها سختپوست ریز را با صاف کردن آب دریا مصرف میکنند.» این جانداران به دلیل پاکسازی مداوم آب در اکوسیستم خود، اهمیت زیستمحیطی بسیار بالایی دارند و به نوعی مهندسان طبیعی کیفیت آب شناخته میشوند.