یعنی چه
دناتوره اصطلاحی تخصصی در شیمی و زیستشناسی است و زمانی رخ میدهد که ساختار سهبعدی و منظم ماکرومولکولهایی مانند پروتئینها، DNA یا RNA در اثر عواملی چون حرارت، تغییرات شدید pH یا الکل باز شده و کارکرد طبیعی خود را از دست میدهند، بدون آنکه پیوندهای کووالانسی اصلی آنها بشکند. همچنین در صنعت به فرآیند غیرقابلشرب کردن الکل با افزودن مواد سمی نیز اطلاق میشود.
تلفظ
این کلمه به صورت دِ ناتورِه تلفظ میشود و یک وامواژه از زبانهای اروپایی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به تغییر ماهیت یافتن پروتئین یا ساختار زدایی، کلمه ۷ حرفی «دناتوره» یا معادل ۶ حرفی آن «واسرشته» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از پیشوند de (به معنی معکوس یا زدودن) و واژه nature (طبیعت) تشکیل شده است.
به فارسی
واژه مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای این اصطلاح، «واسرشتن» (مصدر) و «واسرشته» (صفت) است که به معنای خارج شدن از سرشت و ساختار طبیعی اولیه میباشد.
نماد چیست
این واژه نماد اسطورهای یا مذهبی ندارد؛ اما در متون علمی و آزمایشگاهی، پدیده دناتوراسیون را با باز شدن تاخوردگیهای منظم یک زنجیره پروتئینی و تبدیل آن به یک ساختار بینظم (مانند سفت و سفید شدن تخممرغ در اثر حرارت) نمایش میدهند.
معنی انگلیسی/خارجی
از آنجا که این واژه اصالتاً فرنگی (فرانسوی/انگلیسی) است، معنی اصلی آن در زبان مبدأ نیز دقیقاً به همین فرآیند ساختارزدایی و تغییر ماهیت بیوشیمیایی اشاره دارد. ریشه آن لاتین بوده و به معنای «خارج کردن از حالت طبیعی» است و امروزه در آزمایشگاههای بیولوژی و صنایع شیمیایی سراسر جهان به عنوان یک اصطلاح استاندارد به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل دناتوره
واژه دناتوره یک اصطلاح تخصصی در دنیای زیستشیمی و شیمی است که به تغییر شکل و از دست رفتن ساختار طبیعیِ سهبعدی مولکولهای حیاتی مانند پروتئینها و اسیدهای نوکلئیک اشاره دارد. این پدیده تحت تأثیر عوامل محیطی نظیر حرارت بالا، اسیدی یا بازی شدن محیط و یا مواجهه با الکل و مواد شیمیایی رخ میدهد. ملموسترین مثال روزمره برای درک این مفهوم، پخته شدن تخممرغ است؛ گرما باعث میشود پروتئینهای شفاف و مایع آن تغییر ساختار داده، به یکدیگر گره بخورند و به مادهای جامد و سفیدرنگ تبدیل شوند.
از نظر زبانشناسی، دناتوره یک وامواژه از ریشههای فرانسوی و انگلیسی است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای بومیسازی این اصطلاح، واژههایی مانند «واسرشتن» و «واسرشتگی» را تصویب کرده است که به خوبی مفهوم «از دست رفتن سرشت و ماهیت طبیعی» را منتقل میکنند. تضاد بیوشیمیایی این فرآیند «رناتوره» (Renature) یا همسرشت شدن نام دارد که به معنای بازگشت مولکول به حالت طبیعی خود پس از رفع عامل مخرب است.