یعنی چه
مجبوری در لغت به معنای تسلیم شرایط شدن و انجام دادن کاری برخلاف میل باطنی و از روی ناگزیر بودن است. این واژه نشاندهنده موقعیتی است که در آن فرد اختیار و آزادی عمل خود را به دلیل فشارهای بیرونی، قوانین یا تنگناهای خاص از دست میدهد و مجبور به پذیرش وضعیت موجود میشود.
جمله سازی
تلفظ
واژه مجبوری به صورت مَجبوری تلفظ میشود؛ به طوری که حرف م با فتحه (مَ)، حرف ج با سکون (جْ)، حرف ب با ضمه و واو کشیده (بو) و ر با یای مصدری (ری) ادا میشود.
در جدول
در بازیهای جدول کلمات متقاطع، واژه مجبوری به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل ناچاری، اکراه یا بیاختیاری به کار میرود و دقیقاً از ۶ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی میتوان از کلماتی مانند Compulsion به معنی اجبار بیرونی، Obligation به معنی الزام و ضرورت، و Helplessness به معنی درماندگی و ناچاری استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل مجبوری
واژه مجبوری ریشه در زبان عربی و اصطلاح «ج ب ر» دارد. در طب قدیم، جبر به معنای شکستهبندی و ترمیم استخوان شکسته بوده است، اما به مرور زمان در زبان فارسی و عربی به معنای وادار کردن کسی به کاری با زور و سلب اختیار تغییر مفهوم یافته است. «ی» انتهای آن نیز یای مصدری فارسی است که حالت ناچاری را افاده میکند.
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، مجبوری معمولاً در تقابل مستقیم با اختیار، آزادی و قدرت تصمیمگیری قرار میگیرد. این حالت زمانی رخ میدهد که انسان تحت تأثیر عوامل بیرونی، قوانین سختگیرانه یا تنگناهای زندگی مجبور به اتخاذ تصمیمی میشود که قلباً به آن راضی نیست. در هنر و نمادشناسی، زنجیر و دستهای بسته از نمادهای بارز این مفهوم هستند.
از نظر مفاهیم دینی و قرآنی، گرچه خود کلمه مجبوری در قرآن نیامده، اما مشتقات دیگر این ریشه مانند «جبار» بارها ذکر شدهاند. همچنین مفاهیم همارز آن مثل «إکراه» (مانند لا إکراه فی الدین) و «اضطرار» برای توصیف شرایطی که انسان اراده کامل خود را ندارد، به کار رفتهاند تا احکام متناسب با شرایط ناچاری وضع شود.