یعنی چه
این اصطلاح در اصل تحریفی عامیانه از واژه قدیمی «قُبُلمنقل» است. در گذشته به کیسه یا خورجین چرمی دوطرفهای گفته میشد که مسافران اسباب چای، قلیان، زغال و منقل را در آن میگذاشتند. امروزه در تداول عامیانه به صورت کنایی به مجموعهای از وسایل شخصی، بساط یا خرتوپرتهایی گفته میشود که فرد با خود پهن یا جمع میکند. به عنوان مثال وقتی میگویند «اقلمنقلت را جمع کن و برو»، یعنی اسباب و بساطت را جمع کن.
تلفظ
تلفظ عامیانه این عبارت به صورت فتح اول و فتح مِیم در کلمه دوم (اَقَلْ مَنْقَلْ) است، هرچند ریشه اصلی آن «قُبُلمنقل» به ضم قاف و باء بوده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت ۷ حرفی به عنوان معادل کنایی بساط، خرتوپرت یا وسایل همراه مسافر به کار میرود.
به انگلیسی
برای رساندن مفهوم کنایی وسایل همراه و خرتوپرتهای شخصی از این واژهها استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فصیح واژه «أمتعة» دقیقترین معادل برای بار و بنه شخصی است.
به فارسی
واژههای اصیل و معادل فارسی که بار معنایی این اصطلاح عامیانه را به دوش میکشند شامل بساط، خرتوپرت و باروبنه مختصر هستند.
جمعبندی و توضیح کامل اقل منقل
واژه «اقل منقل» در حقیقت یک غلط مصطلح و تحریف عامیانه از عبارت قدیمی و اصیل «قُبُلمنقل» (یا قبلِ منقل) است. در فرهنگ سورسات و سفر گذشته، قُبُلمنقل به ظرف یا خورجین چرمی مخصوصی اطلاق میشد که وسایل دود، دم، چای و آتشدان را در آن نگهداری و حمل میکردند تا در طول سفر دسترسی به آنها آسان باشد.
به مرور زمان و با تغییر سبک زندگی، این واژه از معنای فیزیکی خود فاصله گرفت و در زبان کوچه و بازار به عنوان کنایهای برای وسایل شخصی مختصر، خرتوپرتها یا پهن کردن بساط کاری یا استراحت به کار رفت. تبدیل حرف «ق» به «الف» نمونهای از دگرگونیهای آوایی رایج در زبان عامیانه فارسی است که اصطلاح را به شکل امروزی آن درآورده است.