یعنی چه
این کلمه ترکیبی از حرف جر «بِـ» (به معنیِ با، بهوسیلهٔ) و واژهٔ عربی «ذِبْح» (به معنی حیوان قربانی) یا «ذَبْح» (به معنی سر بریدن) است. در نتیجه به معنای «بهوسیلهٔ یک قربانی»، «همراه با ذبح و سربریدن» یا «با چارپای کشتنی» بهکار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «بِذِبْح» (be-zebh) در نقش اسم به معنی با قربانی، و یا «بِذَبْح» (be-zabh) در نقش مصدر به معنی با سربریدن است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول که به عبارتی قرآنی یا معنای «با قربانی» اشاره دارند، این کلمه ۴ حرفی عیناً به صورت «بذبح» نوشته میشود.
به انگلیسی
بسته به بستر متن، معادلهای دقیق آن متمایز میشود.
به عربی
خود این واژه اصالتاً ساختار و ریشه خالص عربی دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن عبارتند از: «با قربانی»، «بهوسیلهٔ فدیه»، «با سر بریدن» یا «همراه با چارپای کشتنی».
در قرآن
این ترکیب دقیقاً با همین نگارش یکبار در آیه ۱۰۷ سوره مبارکه صافات آمده است: «وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ»؛ که به ماجرای فرستادن قوچ الهی برای فدا شدن به جای حضرت اسماعیل (یا اسحاق) در جریان آزمون الهی حضرت ابراهیم (ع) اشاره دارد.
نماد چیست
این کلمه و ریشه آن در فرهنگ دینی و ادبی نماد «ایثار، فداکاری بیمرز، تسلیم مطلق در برابر امر پروردگار و گذشتن از عزیزترین وابستگیهای دنیوی» است.
جمعبندی و توضیح کامل بذبح
واژهٔ «بذبح» در اصل یک لفظ مستقل در لغتنامههای اصیل فارسی نیست، بلکه ترکیبی پرکاربرد از پیشوند یا حرف جر «بـ» و واژهٔ عربی «ذبح» است. بررسیهای واژهشناختی نشان میدهد که این کلمه چه در حالت مصدری (بِذَبْح: با سر بریدن) و چه در حالت اسمی (بِذِبْح: بهوسیله قربانی) تماماً تحت تأثیر ریشه سهحرفی «ذ ب ح» معنا میشود.
شهرت و اهمیت عمدهٔ این لفظ در زبان و ادبیات فارسی، به سبب ورود تضمینی آن از قرآن کریم و آیهٔ شریفهٔ «وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» است. این تعبیر به ماجرای ذبح تاریخی عید قربان اشاره دارد و نمادی ریشهدار از بندگی، فداکاری و ایثار خالصانه در فرهنگ اسلامی به شمار میرود.