یعنی چه
غمخوار در زبان فارسی به معنای فرد مهربان، همدل و همراه در سختیها است که به دیگری دلداری میدهد. همچنین در معنای قدیمی و مجاز ادبی، به کسی که خودش اندوهگین است یا به پرندهٔ بوتیمار (مرغ غمخورک) که نماد غصهخوردن است نیز اشاره دارد.
مترادف
این واژهها همگی بر مفاهیم همدلی، رفاقت ناب، عشق بیتوقع و یاری رساندن در هنگام رنج و اندوه دلالت دارند.
متضاد
این کلمات نشاندهندهٔ کسانی هستند که نهتنها باری از دوش فرد غمگین برنمیدارند، بلکه با بیرحمی یا بیتوجهی از کنار رنج دیگران عبور میکنند.
هم خانواده
این واژهها از نظر ریشهٔ معنایی یا ساختار واژگانی با واژهٔ غمخوار در ارتباط هستند.
تلفظ
این واژه از نظر ساختاری یک صفت فاعلی مرکب مرخم در زبان فارسی است که از ترکیب «غم» (اسم با ریشه عربی) و بن مضارع فعل خوردن یعنی «خواه» (که به خوار تبدیل شده) ساخته شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای واژهٔ ۶ حرفی خودِ «غمخوار» یا «غمگسار» است. همچنین بسته به تعداد حروف، واژههایی مثل دلسوز یا بوتیمار نیز مدنظر قرار میگیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از واژههایی که نشاندهنده همراهی عاطفی و تسکیندهندگی هستند برای ترجمه این کلمه استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اگرچه واژهٔ غمخوار وجود ندارد، اما مفاهیمی نظیر اشفاق، مواسات و رأفت دقیقاً همین بار معنایی را منتقل میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی اصطلاح دِرت اورتاغی عمیقترین معادل برای بیان مفهوم شریک شدن در غصههای یک فرد است.
جمعبندی و توضیح کامل غمخوار
واژهٔ «غمخوار» یکی از اصطلاحات زیبای زبان فارسی است که از ترکیب اسم «غم» و جزء فاعلی «خوار» (از مصدر خوردن، به معنای بر دوش کشیدن و تحمل کردن) پدید آمده است. این کلمه در درجهٔ اول به فردی دلسوز، مونس و مهربان اطلاق میشود که در لحظات سختی و اندوه، شانه به شانهٔ انسان میایستد و با تسلای خاطر، بار غصهها را سبک میکند. در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در اشعار حافظ، غمخوار نمادی از رفاقت ناب، ایثار و عشق بیتوقع است؛ آنجا که میفرماید: «غمخوار خویش باش، غم روزگار چیست؟»
نکتهٔ جالب در واژهشناسی این کلمه، کاربردهای فرعی و نمادین آن است. در فرهنگهای کهن، گاهی از غمخوار برای توصیف پرندهٔ «بوتیمار» (مرغ غمخورک) استفاده میشد؛ پرندهای افسانهای که به غصهخوردنِ مداوم معروف است. اگرچه خودِ این واژهٔ مرکب فارسی در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم بنیادین آن مانند رحمت، مواسات و دلسوزی عمیق (در قالب واژههایی چون مشفق و رئوف) به وفور در آیات الهی دیده میشود و جایگاه والای انسانیِ این مفهوم را تایید میکند.