یعنی چه
این واژه صفت نسبی است و به هر اثر ادبی، شعر، موسیقی یا نقاشی اطلاق میشود که زبانی لطیف، عاطفی و سرشار از شور و شیدایی داشته باشد. در ادبیات، آثار تغزلی بر محور احساسات درونی و فردی شاعر میچرخند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح ت و غ، تشدید و ضم ز، و یای نسبت در پایان است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «تغزلی» دقیقاً ۵ حرف دارد. بسته به طراح جدول، مترادفهای آن مانند غنایی یا لیریک نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف آثار و احوال تغزلی بیشتر از واژه Lyrical (منسوب به شعر غنایی) و در کاربردهای حسی و عاطفی عامتر از Romantic استفاده میشود.
در قرآن
خودِ واژه «تغزلی» یا مفهوم اصطلاحی و ادبی آن در قرآن کریم وجود ندارد. البته ریشه ثلاثی مجرد آن (غ-ز-ل) یکبار در سوره نحل آیه ۹۲ به معنی حقیقی «رشته و نخ بافتهشده» (`كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا`) آمده که ارتباطی با اصطلاح ادبی تغزل ندارد.
نماد چیست
در سنت ادبی شرق، «بلبل» در پیوند با گل نماد احوال تغزلی و عاشقانه است. در فرهنگ غربی نیز ساز «چنگ» (لیر) به عنوان نماد اشعار لیریک و غنایی شناخته میشود که همگی تجسم شور، شیدایی و ابراز درونیات عاطفی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تغزلی
واژه «تغزلی» ریشه در فرهنگ عمیق ادبیات غنایی دارد و اصطلاحی است که برای توصیف ابراز احساسات پاک، پرشور و رمانتیک به کار میرود. این واژه که از ریشه عربی «غزل» برآمده، در طول تاریخ ادبیات فارسی بار معنایی لطیفی به خود گرفته و هر اثر هنری یا ادبی را که به جای عقلگرایی خشک یا حماسهسرایی، بر مدار عواطف انسانی و نجواهای درون بگردد، پوشش میدهد.
در ساختارشناسی ادبی، آثار تغزلی در تقابل با آثار حماسی و تعلیمی قرار میگیرند؛ چرا که هدف آنها نه آموزش است و نه روایت دلاوریها، بلکه بازتابدهنده عریانترین و زلالترین عواطف بشری، اعم از وصال، فراق، عشق زمینی یا عرفانی است. از همین رو، اصطلاح تغزلی در هنرهای دیگری چون موسیقی و نقاشی نیز کاربرد دارد و به آثاری که لحنی ملایم، رویاگونه و سرشار از عاطفه دارند، اطلاق میشود.