یعنی چه
ترکیبی عطفی از دو واژهٔ «عِزّ» (به معنی گرامی شدن، قدرت و شکستناپذیری) و «جاه» (به معنی مقام، رتبه و اعتبار) است که در مجموع به معنای داشتن آبرو، اعتبار، شکوه و منزلت بالا در میان مردم یا در ساختار قدرت به کار میرود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف، خود کلمه «عز و جاه» (۶ حرف) یا کلماتی نظیر حشمت، شوکت، جلال و عظمت است.
به انگلیسی
برای برگردان این مفهوم به زبان انگلیسی از ترکیبهایی استفاده میشود که همزمان نشاندهنده احترام درونی و جایگاه بیرونی فرد باشند.
به عربی
این ترکیب ریشه کاملاً عربی دارد و در متون عربی نیز به همین صورت یا با تعابیر مشابه برای بیان بزرگی و مرتبه استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و مترادفهای دقیق فارسی این اصطلاح عبارتند از: حشمت، جلال و جبروت، شرف، عظمت، قدر و منزلت، شأن و مقام، دبدبه و هیبت.
در قرآن
عین عبارت «عز و جاه» در قرآن نیامده است؛ اما ریشه «عز» در آیاتی مانند «مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا» (فاطر/۱۰) به معنی قدرت نفوذناپذیر الهی ذکر شده است. همچنین ریشه اصلی «جاه» یعنی «وجیه» (صاحب وجاهت و منزلت) درباره حضرت عیسی (ع) در آیه «وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ» (آلعمران/۴۵) و نیز حضرت موسی (ع) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل عز و جاه
عبارت «عز و جاه» یک ترکیب عطفی پرکاربرد در زبان و ادبیات فارسی است که از دو واژه با ریشه عربی ساخته شده است. واژه نخست، «عز»، دلالت بر قدرت، ارجمندی و نفوذناپذیری دارد و واژه دوم، «جاه»، که دگرگونشده کلمه «وجه» است، به معنای اعتبار، جایگاه و رتبه اجتماعی است. در نتیجه، این اصطلاح هم جنبههای درونی آبرو و شرف و هم جنبههای بیرونی مقام و قدرت سیاسی یا اجتماعی را در بر میگیرد.
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک ایرانی، دستیابی به عز و جاه دنیوی غالباً با نمادهایی چون تاج، تخت پادشاهی، خورشید و پرندگان اساطیری مانند هما تصویر میشود. با این حال، در متون عرفانی و اخلاقی، این اصطلاح گاه در تقابل با مفاهیمی چون فقر اختیاری، فروتنی و معنویت قرار میگیرد تا گذرا بودن قدرت و منزلت مادی را در برابر عزت ابدی و الهی یادآور شود.