یعنی چه
این واژه در اصل به تهنشین، دُرد، پسماند و خردهریزههای بیارزش غلات (مانند پوست جو و برنج) یا روغن گفته میشود. سپس در کاربرد استعاری و مجازی، برای اشاره به انسانهای پست، فرومایه، اوباش و بیارزشترین طبقات اخلاقی جامعه به کار رفته است.
مترادف
واژههایی که مفهوم تهماندهٔ بیارزش یا پستی مرتبهٔ انسانی و مادی را میرسانند، مترادف این کلمه هستند.
متضاد
کلماتی که بر برگزیدگی، اصالت، پاکی و والامقامی دلالت دارند، به عنوان متضاد این واژه شناخته میشوند.
هم خانواده
این کلمات از ریشهٔ اصلی مشتق شده یا شکل جمع و مصدری آن در زبان مبدأ هستند.
ریشه
واژهٔ حثاله اصالتاً عربی است و از ریشهٔ ثلاثی مجرد «ح ث ل» اشتقاق یافته است که در زبان عربی به تهنشین و پسماند اشیاء اشاره دارد.
جمله سازی
تلفظ
این کلمه در زبان اصلی و فارسی به صورت [هُ ثا لِه] تلفظ میشود که حرف «ح» دارای صمه (ُ) است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، اگر طراح «تفاله جو و برنج» یا «پستترین مردم» را در ۵ حرف بخواهد، پاسخ دقیق آن «حثاله» است.
به انگلیسی
بسته به اینکه معنای مادی (تفاله) یا معنای انسانی (فرومایه) مد نظر باشد، برگردانهای انگلیسی متفاوتی دارد.
به عربی
از آنجا که خود کلمه اصالتاً عربی است، دقیقترین معادل برای معنای استعاریاش همان حثاله یا حثالة الناس است و برای معنای مادی از واژههای هممعنی دیگر استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق این واژه در زبان فارسی روان شامل «تفاله» و «پسماند» برای اشیاء، و «فرومایه» یا «ناکَس» برای اصطلاحات انسانی است.
نماد چیست
این واژه در ادبیات، کنایه و نمادی از سقوط اخلاقی، بیاعتباری اجتماعی و کمارزشترین سطح ممکن از یک کالا یا یک جامعه است. در خطبههای نهجالبلاغه (مانند خطبه ۱۲۹) نیز به عنوان نمادی برای نشان دادن بیارزشی مادیات دنیا در برابر فضایل آخرت به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل حثاله
واژه «حثاله» یک لغت اصیل عربی با ریشه «ح ث ل» است که وارد زبان فارسی شده و در متون کهن لغوی، دینی و اخلاقی کاربرد دارد. معنای نخستین و مادی این کلمه به دُرد، تهنشین، پوست غلات و پسماندهای بیارزش پس از پاک کردن محصول اشاره دارد که کارایی چندانی ندارند و دور ریخته میشوند.
در سیر تحول معنایی، این واژه وارد قلمرو استعاره شده و برای توصیف پایینترین طبقات اجتماعی از نظر اخلاقی، یعنی اراذل، اوباش، فرومایگان و انسانهای بیمایه به کار رفته است؛ تعبیری مانند «حثالة الناس» نمونهای بارز از این کاربرد در احادیث و روایات اخلاقی است.
در مجموع، این واژه پنجحرفی هم در حل جدولهای کلمات متقاطع کاربرد بالایی دارد و هم در ادبیات اخلاقی نمادی از زوال، بیارزشی محض و سقوط مرتبه انسانی به شمار میرود که شناخت متضادهای آن مانند نخبه و شریف، عمق معناییاش را بیشتر آشکار میسازد.