یعنی چه
این واژه صفت مفعولی از مصدر پرماسیدن است و به هر چیز مادی و فیزیکی اشاره دارد که بر خلاف امور انتزاعی و ذهنی، میتوان آن را با پوست و دست لمس کرد و وجودش را به طور ملموس حس نمود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [parmāsepazir] است که از ترکیب «پرماس» (به سکون ر) و پسوند «پذیر» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه پرماس پذیر به عنوان معادل سره و دقیق برای کلماتی چون ملموس، عینی یا قابل لمس به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی دقیقترین معادل برای این واژه Tangible است که در متون فلسفی و عمومی در برابر امور مجرد (Abstract) قرار میگیرد.
به فارسی
واژگان فارسی و رایج دیگری که میتوان به جای آن استفاده کرد شامل ملموس، عینی، بساویدنی و لمسپذیر هستند که همگی یک مفهوم فیزیکی را میرسانند.
نماد چیست
این واژه بار نمادین خاص یا اسطورهای ندارد، اما در ادبیات و فلسفه نمادی از حقیقت فیزیکی، جهان مادی و اموری است که از حیطه ذهن خارج شده و به شکل عینی تجسم یافتهاند.
جمعبندی و توضیح کامل پرماس پذیر
واژه «پرماسپذیر» یکی از ترکیبات اصیل و سره در زبان فارسی است که از بن مضارع فعل کهن «پرماسیدن» به معنی لمس کردن و سودن، به همراه پسوند قابلیت ساخته شده است. این کلمه دقیقاً معادل واژه «ملموس» عربی یا «Tangible» انگلیسی است و به هر پدیده یا جسمی اشاره دارد که از طریق اندامهای حسی و به طور ویژه حس لامسه قابل درک باشد.
در حوزه فلسفه و متنهای تخصصی، این واژه اهمیت بالایی دارد؛ زیرا مرز میان جهان مادی و جهان انتزاعی را مشخص میکند. هر آنچه پرماسپذیر باشد، جنبه عینی و فیزیکی دارد و در مقابل امور مجرد، ذهنی و معنایی قرار میگیرد که با حواس پنجگانه قابل تجربه نیستند.