یعنی چه
«فارغ از جهان» به معنای رهایی، بیاعتنایی و عدم دلبستگی به دنیا و امور مادی است. این عبارت حالت فردی را توصیف میکند که از دغدغهها، ناملایمات و هیاهوی جهان پیرامون خود به نوعی آرامش، بینیازی و سبکباری دست یافته و خود را از بند تعلقات دنیوی آزاد کرده است.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [فارِ غْ اَ جَ هان] است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این عبارت یا معادلهای آن به عنوان پاسخِ راهنماهایی چون «دلبریده از دنیا» یا «بیاعتنا به مادیات» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم این عبارت در زبان انگلیسی از اصطلاحاتی استفاده میشود که گویای رهایی از دغدغهها و مادیات جهان هستند.
به فارسی
از واژههای هممعنی و جایگزین فارسی آن میتوان به بیاعتنا به دنیا، رها از جهان، دلبریده از دنیا و بینیاز از عالم اشاره کرد.
در قرآن
خود عبارت ترکیبی «فارغ از جهان» در قرآن کریم نیامده است؛ اما ریشه عربی آن یعنی ماده «فَرَغَ» در آیات مختلف (مانند آیه ۱۰ سوره قصص: «وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَىٰ فَارِغًا») به کار رفته است. همچنین مفاهیم همسو با آن مانند زهد، بیاعتنایی به جلوههای فانی دنیا و توجه به آخرت در آیات متعددی مورد تأکید قرار گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل فارغ از جهان
عبارت «فارغ از جهان» یک ترکیب وصفی و کنایی روان در زبان فارسی است که از دو بخش «فارغ» (ریشه عربی فرغ به معنی تهی شدن و آسودن) و «جهان» (واژه اصیل فارسی) ساخته شده است. این اصطلاح بیش از آنکه یک مدخل مستقل لغوی در فرهنگهای کلاسیک باشد، یک تعبیر ادبی و عرفانی عمیق است که حالت وارستگی و رهایی انسان از زنجیر مادیات و دغدغههای دنیوی را به تصویر میکشد.
در ادبیات و سنت عرفانی ما، این مفهوم نماد رسیدن به مقام زهد، فنا و آرامش درونی است؛ جایی که سالک یا انسان وارسته از غوغای ظاهر عبور کرده و به باطن و حقیقت دست مییابد. نمونه بارز کاربرد آن را میتوان در شعر شاعران بزرگی چون وحشی بافقی دید که میگوید: «به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ...»؛ تصویری کامل از پرندهای رها که دیگر اسیر قفس دنیا و ناملایمات آن نیست.