یعنی چه
واژه آزرده صفت مفعولی از مصدر آزردن است و به شخصی خسته، دلشکسته، ملول یا غمگین اشاره دارد که از رفتار، گفتار یا حادثهای دچار رنجش خاطر و اندوه درونی شده است. در متون کهن گاهی به معنای مجروح و آسیبدیده جسمی نیز به کار رفته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی به صورت آزرده (āzordeh) است که حرف «ز» دارای ضمه (ـُ) و حرف «د» دارای فتحه (ـَ) است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواستهشده میتوانید از واژههای رنجیده، ملول، مکدر، نژند یا افگار استفاده کنید.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای انتقال مفهوم آزردهخاطر یا رنجیده در زبان انگلیسی از این واژهها استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای بیان حالت رنجش و دلشکستگی بیشتر از واژه Kırgın استفاده میشود.
به فارسی
این واژه اصالتاً پارسی است. مترادفهای آن شامل دلتنگ، محزون، متأثر، نژند و افگار است. متضادهای آن شاد، خوشحال، خشنود و دلشاد هستند. از نظر ریشهشناسی، صفت مفعولی از فعل آزردن است که در فارسی میانه به صورت āzardan و در ریشههای کهنتر به معنی فرسودن و صدمه زدن بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل معنی کلمه ازرده
واژه آزرده یکی از کلمات اصیل و زیبای زبان فارسی است که ریشه در فرهنگ عاطفی و ادبی ما دارد. این کلمه بیانگر حالت روحی خاصی است که در آن فرد بر اثر بیمهری، ظلم، یا ناملایمات زندگی دچار رنجش درونی، دلشکستگی و اندوه عمیق شده است. در ادبیات فارسی، شاعران و نویسندگان بارها از این واژه برای به تصویر کشیدن ظرافتهای روح انسان و تأثیر رفتارهای بیرونی بر روان آدمی استفاده کردهاند.
از منظر لغوی، آزرده صفت مفعولی مشتق از مصدر آزردن است که تاریخچه آن به فارسی میانه و زبانهای باستانی ایران بازمیگردد. اگرچه امروزه این کلمه بیشتر کاربرد روانی و عاطفی دارد، اما در متون کهن به آسیبهای جسمی و جراحتها نیز آزرده میگفتند. شناخت مترادفهایی نظیر رنجیده، ملول و مکدر به درک بهتر عمق معنایی این واژه در پلههای مختلف حزن کمک میکند.