یعنی چه
واژه «دمیدی» صورت صرفی فعل ماضی ساده از ریشه «دمیدن» برای دوم شخص مفرد (تو) است. این کلمه به معنای فوت کردن، نفس دادن، وزیدن باد، و در مفاهیم استعاری و ادبی به معنای سر زدن، طلوع کردن خورشید یا صبح، و همچنین روییدن گیاهان به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت دَمِیدی (damīdī) تلفظ میشود که در آن حرف دال مفتوح (دَ) و میم مکسور (مِ) است.
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل بر اساس تعداد حروف، خود واژه ۵ حرفی «دمیدی» یا مترادفهای آن نظیر فوت کردی و وزیدی است.
به انگلیسی
بسته به زمینه متن و کاربرد جملات، از معادلهای فوق در زبان انگلیسی استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی برای بیان فعل دمیدن و فوت کردن دوم شخص مفرد از واژه Üfledin استفاده میکنند.
به فارسی
مترادفهای این فعل در زبان فارسی شامل واژههای فوت کردی، دم زدی، وزیدی (برای باد)، برآمدی و سرزدی (برای خورشید و صبح) و روییدی (برای گیاه) میشود. متضادهای آن نیز فروبردی، مکیدی و غروب کردی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل دمیدی
واژه «دمیدی» یک فعل اصیل پارسی از ریشه هندواروپایی و ایرانی باستان (dam-) است که در زبان پهلوی به صورت دمشْنْ کاربرد داشته است. این کلمه به عنوان صیغه دوم شخص مفرد ماضی، دلالت بر رفتار فوت کردن، جریان یافتن هوا یا وزش باد دارد. در متون کهن فارسی و نظم و نثر کلاسیک، این واژه بار معنایی زیباتری چون طلوع کردن سپیدهدم یا روییدن گیاهان از خاک را نیز به دوش میکشد.
علاوه بر کاربرد ادبی، این مفهوم در فرهنگ دینی و ترجمه آیات قرآنی (مانند آیه ۱۱۰ سوره مائده در توصیف معجزه حضرت عیسی) برای برگردان واژه «نفخ» به کار رفته است. در ادبیات عرفانی نیز دمیدن نمادی از بخشیدن حیات، تجلی جان، احیاگری و تجلی معجزه الهی محسوب میشود.