یعنی چه
واژهٔ فقار در اصل یک کلمهٔ عربی و جمع مکسر «فَقْرَة» یا «فَقَارَة» است که به مهرههای تشکیلدهندهٔ ستون فقرات یا استخوانهای پشت انسان و جانوران اشاره دارد. همچنین در معنای ثانویه به شیارها، فرورفتگیها و برجستگیهای منظم روی یک سطح (مانند پشت شمشیر) نیز گفته میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح حرف اول یعنی «فَقار» (Faqār) است. در زبان عربی این کلمه به عنوان اسم جمع برای مهرههای کمر به کار میرود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ «فقار» معمولاً در پاسخ به راهنماهایی همچون «مهرههای پشت»، «استخوانهای کمر» یا به عنوان بخشی از نام شمشیر معروف «ذوالفقار» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی، واژهٔ تخصصی و زیستشناسی Vertebrae (جمعِ Vertebra) به معنی مهرهها دقیقترین گزینه است. در مفهوم کلیتر ساختاری نیز از Spine استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است. در معاجم معاصر و کهن عربی، الفقار دقیقاً به معنای ستون فقرات یا تکتک مهرههای تشکیلدهندهٔ آن (فقرات) به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی، معادلهای دقیق و سره این کلمه «مهرههای پشت»، «مهرههای کمر» و در مفهوم کلیتر «ستون فقرات» یا «پشتمازه» هستند که به ساختار استخوانی و تکیهگاهی بدن اشاره دارند.
در قرآن
خود واژهٔ «فقار» در متن قرآن کریم به کار نرفته است. با این حال، واژهای همخانواده از همین ریشه (ف-ق-ر) به صورت «فاقِرَة» در آیه ۲۴ سوره قیامت (`تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ`) آمده است که به معنای حادثهای بزرگ، کمرشکن و بسیار سخت است.
نماد چیست
در ساختار آناتومیک، فقار نماد ایستادگی، پایمردی، قوت و تکیهگاه اصلی بدن است. در فرهنگ اسلامی و تاریخ، این واژه به دلیل کاربرد در نام شمشیر پرآوازهٔ «ذو الفقار» (صاحب شیارها یا مهرهها)، به نمادی برجسته از شجاعت، عدالت، قدرت حق و مظهر دلاوریهای امام علی (ع) تبدیل شده است.
جمعبندی و توضیح کامل فقار
واژهٔ «فقار» در اصل ریشهای عربی دارد و جمعِ مکسر کلمهٔ فقره یا فقاره است. معنای دقیق و اولیهٔ آن، مهرههای ستون فقرات یا استخوانهای پشت است. اگرچه این واژه با کلماتی مانند فقر و فقیر همریشهٔ ظاهری است (از ریشهٔ سهحرفی ف-ق-ر به معنی شکافتن یا شیار داشتن)، اما از نظر معنایی کاملاً مستقل شده و نباید با مفهوم نداری و تنگدستی اشتباه گرفته شود. علت نامگذاری مهرهها به این ریشه، حالت بندبند و جداجدا بودن آنهاست.
این کلمه در زبان فارسی به عنوان یک اصطلاح تشریحی و ادبی پذیرفته شده است. در متون کهن و اشعار فارسی نیز گاهی به صورت استعاری برای نشان دادن نظم ساختاری (مانند فقار السماء برای صور فلکی) استفاده شده است. بیشترین شهرت فرهنگی این واژه در ترکیب «ذوالفقار» متجلی است که به معنای شمشیری است که در پشت آن شیارها یا فرورفتگیهایی مانند مهرههای پشت وجود داشته است.