یعنی چه
کلوخ در زبان فارسی به تودهها و تکههای سفت و خشکشده خاک یا گل گفته میشود که معمولاً در اثر کمبود رطوبت یا فشرده شدن خاک ایجاد میشوند.
تلفظ
این واژه با ضمه روی حرف کاف (کُ) و سکون روی حروف بعدی تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، تکه خاک سفت یا گل خشکشده معمولاً به عنوان کلوخ یا مدر شناخته میشود.
به انگلیسی
واژه Clod دقیقترین معادل برای توصیف تکه خاکهای فشرده و سفت در زبان انگلیسی است.
به عربی
در زبان عربی واژه مَدَر (یا مَدَرة) دقیقاً به معنای کلوخ و گل خشکشده است.
به ترکی
در زبان ترکی واژه Kesek رایجترین معادل برای کلوخهای روی زمین و خاک کشاورزی است.
به فارسی
واژههایی مانند مَدَر، لخته خاک و گل خشک از نزدیکترین برگردانها و مترادفهای این کلمه در زبان فارسی هستند.
نماد چیست
کلوخ در ادبیات فارسی در مقایسه با سنگ، همواره نماد سستی و بیارزشی است؛ همانطور که در ضربالمثل معروف «کلوخانداز را پاداش سنگ است» کلوخ نماد یک تعرض یا اقدام ضعیف است که پاسخی بهمراتب محکمتر (سنگ) دریافت میکند.
جمعبندی و توضیح کامل کلوخ
واژه «کلوخ» یکی از کلمات اصیل فارسی دری است که از دیرباز در متون کهن و اشعار شاعرانی چون رودکی و سنایی به کار رفته است. این کلمه به تکههای سفت، فشرده و خشکشدهای از گل یا خاک اطلاق میشود که اگرچه ظاهری شبیه به سنگ دارند، اما در برابر ضربه بهراحتی خرد میشوند و استحکام سنگ را ندارند. در اصطلاحات کشاورزی و ابزارآلات سنتی نیز کلماتی نظیر کلوخکوب برای خرد کردن این تودههای خاکی کاربرد دارد.
از نظر ریشهشناسی قرآنی، گرچه خود کلمه کلوخ مستقیماً در متن قرآن نیامده، اما مفسران واژههایی مانند «سجیل» را معرب واژه فارسی «سنگگل» دانسته و آن را به کلوخهای سخت و متحجر شده تعبیر کردهاند. این واژه در فرهنگ و ادبیات عامه نیز جایگاه ویژهای دارد و معمولاً به عنوان نمادی از سستی، ناپایداری و بیارزشی در برابر سنگ مورد استفاده قرار میگیرد.