یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح و کنایه عامیانه در زبان فارسی است. به کسی اطلاق میشود که به دلیل به دست آوردن پول، مقام، شهرت یا موفقیت ناگهانی، شدیداً دچار غرور، تکبر و خودبزرگبینی شده است؛ به طوری که دیگر هیچکس، حتی قوانین یا حریمهای اخلاقی را جلودار خود نمیداند و برای دیگران و ابنای بشر ارزشی قائل نیست.
تلفظ
تلفظ روان و محاورهای این عبارت به صورت [xo-dā rā ban-de nist] است که در گفتار روزمره معمولاً بدون تغییر در ساختار آوایی کلمات ادا میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، این اصطلاح دقیقاً ۱۳ حرف دارد و به عنوان پاسخ کنایههای مربوط به غرور افراطی، یاغیگری یا تازه به دوران رسیدگی استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن متن میتوان از صفت arrogant برای بیان تکبر، یا اصطلاحات کنایی نظیر he is too big for his boots استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم این کنایه از واژههایی چون مستکبر یا اصطلاحاتی که دال بر طغیان و عدم تسلیم در برابر حق هستند استفاده میشود.
در قرآن
خود این عبارت ترکیبی و عامیانه در متن قرآن کریم نیامده است و یک اصطلاح کاملاً فارسی و محاورهای است. با این حال، از نظر معنایی و مفهومی، این کنایه با مفهوم «طغیان» و سرکشی انسان به خاطر احساس بینیازی که در آیات ۶ و ۷ سوره علق («كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَىٰ * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَىٰ») توصیف شده، مطابقت کامل دارد.
جمعبندی و توضیح کامل خدا را بنده نیست
اصطلاح کنایی «خدا را بنده نیست» در فرهنگ عامه و ادبیات محاورهای زبان فارسی، نشاندهنده اوج تکبر، خودخواهی و سرکشی یک فرد است. ریشه فرهنگی این عبارت از عقاید مذهبی الهام گرفته است؛ چرا که در نگرش اسلامی و ایرانی، بالاترین حد تواضع و کمال در «بندگی خدا» خلاصه میشود. وقتی درباره کسی این ضربالمثل را به کار میبرند، یعنی او آنقدر غرق در مال، منال، مقام یا غرور شده که حتی حاضر نیست جایگاه مخلوق بودن و بندگی خالق را بپذیرد و خود را بالاتر از هر قانون و جلوداری میداند.
این تعبیر معمولاً بار منفی شدیدی دارد و در جامعه برای نقد رفتارهای متکبرانه افراد تازه به دوران رسیده یا قدرتمندان مغرور به کار میرود. این اصطلاح با مفهوم «بندهخدا» که نماد آرامش، تواضع و افتادگی است، در تقابل کامل قرار دارد و یادآور عاقبت فرعونصفتانی است که طغیان را پیشه خود ساختهاند.