یعنی چه
مستوقد واژهای عربی از ریشه «و-ق-د» است که به دو صورت اسم مکان (مَحَل افروختن آتش یا آتشدان) و اسم فاعل (روشنکنندهٔ آتش و هیزمافروز) معنا میشود. این واژه در زبان فارسی بیشتر به عنوان یک وامواژه کلاسیک و کمکاربرد در متون ادبی و قرآنی شناخته میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنمای «مستوقد»، پاسخ خود کلمه با ۶ حرف است. همچنین کلماتی نظیر آتشدان، موقد، اجاق و هیزمافروز به عنوان کلمات هممعنی آن در جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و این که واژه در نقش اسم مکان باشد یا اسم فاعل، از معادلهای مرتبط با اجاق و شومینه یا ابزارهای اشتعال استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی معاصر و کهن، برای اسم مکان از مَوْقِد و برای فاعل از المستوقِد (الذي يستوقد النار) استفاده میشود.
به فارسی
برگردانهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل کلماتی چون آتشدان و اجاق (برای مکان) و آتشافروز یا هیزمافروز (برای شخص) است.
جمعبندی و توضیح کامل مستوقد
واژه مستوقد از ریشه ثلاثی مجرد «و ق د» (وَقَدَ به معنی روشن شدن آتش) و در باب استفعال ساخته شده است. این کلمه در زبان عربی و متون کهن فارسی بسته به نوع خوانش و بافت متن، هم به محل افروختن آتش و آتشدان دلالت دارد و هم به عنوان اسم فاعل، به معنای کسی است که به دنبال آتش میرود یا هیزم را شعلهور میکند.
در قرآن کریم، صورت فعلی این واژه در آیه ۱۷ سوره بقره به صورت «اسْتَوْقَدَ نَارًا» آمده که به معنای «آتشی برافروخت» است. این تعبیر در ادبیات و تفاسیر نمادی از تلاش برای ایجاد نور، گرما یا هدایت ظاهری و موقت است که بدون ایمان واقعی به سرعت خاموش میشود.
اگرچه این کلمه در زبان فارسی امروز کاربرد روزمره و عامیانه ندارد، اما شناخت آن برای حل جدولهای کلمات متقاطع، درک اشعار کلاسیک و بررسی ریشهشناختی واژگانی نظیر وقود (سوخت)، توقد (شعلهوری) و موقد (اجاق) بسیار مفید است.