یعنی چه
این عبارت در معنای لغوی به باز کردن و پهن کردن تله یا دام جهت صید حیوانات اشاره دارد. اما در کاربرد رایج و اصطلاحی، به عنوان یک کنایه ادبی به معنی نقشه کشیدن، مکر و حیله ساختن، یا ایجاد موقعیتی فریبنده برای به دام انداختن و مغلوب کردن فرد دیگر استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی از دو بخش تشکیل شده است: «دام» با سکون ميم و «گستریدن» به فتح گاف، سکون سین، فتح تاء، کسر راء و فتح دال.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول با موضوعاتی چون تله گذاشتن، فریب دادن یا حیله کردن، عبارت ۱۰ حرفی «دام گستریدن» یا معادلهای کوتاهتر آن به کار میرود.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در زبان انگلیسی از عبارات فعلی مربوط به قرار دادن تله یا عبارات کنایی مربوط به توطئه استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و عرفانی ایران، دام گستریدن نمادی از وسوسههای نفسانی، مکر دنیا و آزمایشهای سخت روزگار است. شاعران بزرگی مانند سعدی از این اصطلاح برای نشان دادن وضعیت انسان در برابر فریبهای ظاهری جهان یا کشش عشق استفاده کردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل دام گستریدن
عبارت «دام گستریدن» یک مصدر مرکب اصیل و کهن در زبان فارسی است که از دو واژه ریشهدار تشکیل شده است. واژه «دام» ریشه در زبانهای ایران باستان (اوستایی و پهلوی) دارد و به معنای بند و طناب است و «گستریدن» نیز به معنای پهن کردن و بسط دادن میباشد. ترکیب این دو در طول تاریخ ادبیات فارسی از معنای فیزیکی خود فراتر رفته و به یکی از پرکاربردترین کنایهها برای توصیف مکر، حیلهگری و توطئههای پنهانی تبدیل شده است.
این اصطلاح بیش از آنکه در زبان محاوره و معیار امروزی رواج داشته باشد، در متون منظوم و منثور کلاسیک جایگاه ویژهای دارد. برای نمونه، شیخ اجل سعدی شیرازی در بیت معروف خود میفرماید: «ما خود افتادگان مسکینیم / حاجت دام گستریدن نیست» که به زیبایی وجه کنایی و نمادین این واژه را در بستر عشق و تسلیم نشان میدهد.
از نظر مفهومی و در نگاه تطبیقی با فرهنگهای دیگر، این عبارت معادل مفاهیمی چون «مکر» و «کید» در فرهنگ قرآنی و عربی است و در زبانهای دیگر مانند انگلیسی و ترکی نیز عینا با استفاده از واژه تله (Trap / Tuzak) بازسازی میشود که نشاندهنده یکسان بودن این تصویرسازی ذهنی در میان ملل مختلف است.