یعنی چه
در جغرافیای تاریخی و متون اسلامی، «بطن مَرّ» نام دره و منطقه مقدسی در حدود ۴۰ کیلومتری مکه است. کلمه «بطن» در جغرافیا به معنای ژرفا، گودی یا میانِ دره است و این محل زیستگاه قبیله خزاعه بوده و در مسیر کاروانهای حج قرار داشته است.
تلفظ
این عبارت به صورت ترکیب مضاف و مضافالیه با فتح باء و سکون طاء در کلمه اول، و فتح میم و تشدید راء در کلمه دوم تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه ۵ حرف دارد. از نامهای دیگر این مکان میتوان به مر الظهران یا وادی فاطمه اشاره کرد.
به انگلیسی
در نقشههای تاریخی و متون انگلیسی به صورت Batn Marr یا Batn-e Marr نگاشته میشود، اما امروزه بیشتر با نام جغرافیایی Wadi Fatima ثبت شده است.
به عربی
در منابع عربی این عبارت یک اسم خاص جغرافیایی (اسم علم) برای درهای در حجاز است و گاهی از آن با نام مَرّ الظَّهْران نیز یاد میشود.
به فارسی
از نظر برگردان تحتاللفظی اجزا، «بطن» به معنای شکم، درون یا عمق دره است. بنابراین به فارسی میتوان آن را «قعر یا درونِ دره مَرّ» ترجمه کرد، هرچند به عنوان اسم خاص جابجا نمیشود.
در قرآن
خود عبارت «بطن مر» مستقیماً در متن آیات قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما در کتابهای تفسیری بزرگ مانند تفسیر ابنکثیر و مجمعالبیان، ذیل آیات ۱۸ و ۱۹ سوره سبأ که به داستان پراکنده شدن قوم سبأ پس از شکستن سد مأرب میپردازد، به وفور به نام این وادی و سکونت قبیله خزاعه در آن اشاره شده است.
نماد چیست
این عبارت بر خلاف ترکیبهای استعاری، واجد نمادپردازی خاصی در عرفان یا ادبیات فارسی نیست و صرفاً کاربرد مستند در تاریخ اسلام، فقه (بحث مواقیت حج) و جغرافیای شبهجزیره عربستان دارد.
جمعبندی و توضیح کامل بطن مر
عبارت «بطن مر» بر خلاف برخی تصورات اولیه که آن را یک ترکیب وصفی یا استعاری به معنای «درون تلخ» میدانند، یک اسم خاص جغرافیایی (اسم علم) در تاریخ اسلام است. این نام متعلق به وادی و درهای بزرگ، پرآب و سرسبز در نزدیکی مکه (حدود ۴۰ کیلومتری آن) است که در مسیر کاروانهای حج قرار داشته و محل سکونت قبیلهٔ خزاعه پس از سیل عَرِم بوده است.
اگرچه این واژه مستقیماً در متن آیات قرآن کریم نیامده، اما در متون تفسیری و کتابهای تاریخ اسلام ذیل ماجرای هجرت اقوام عرب و همچنین در مباحث فقهی مربوط به مواقیت و حدود مکه به فراوانی به چشم میخورد. امروزه این منطقهٔ تاریخی را با نامهای «وادی فاطمه» و «الجموم» میشناسند و در زبان فارسی جنبه ادبی یا نمادین ندارد و صرفاً یک اصطلاح مستند تاریخی-جغرافیایی به شمار میرود.