یعنی چه
حجارة در زبان عربی به معنای سنگها یا پارهسنگهای سخت است. این واژه از ریشه (ح ج ر) گرفته شده که در اصل به مفهوم صلابت، سختی، احاطه و منع کردن اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان عربی «حِجَارَة» با کسرهٔ حرف حاء و فتحهٔ جیم و راء است. در زبان فارسی معمولاً به صورت ساکن در انتهای آن (حجاره) تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع با عنوان «سنگها به عربی» یا «جمع حجر»، کلمه پنجحرفی «حجارة» یا «احجار» کاربرد دارد.
به عربی
از آنجا که حجاره خود یک واژه اصیل عربی است، مترادفهای معیار آن در این زبان شامل أحجار و صخور میشود.
به فارسی
معادل مستقیم و دقیق واژه حجاره در زبان فارسی «سنگها» است که به اجسام جامد و سخت پوسته زمین اشاره دارد.
در قرآن
این کلمه چندین بار در قرآن کریم به کار رفته است؛ از جمله در آیه ۲۴ سوره بقره به عنوان هیزم آتش دوزخ (وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ)، در آیه ۳۲ سوره انفال به عنوان باران سنگ و عذاب آسمانی، و در آیه ۷۴ سوره بقره به عنوان نماد تشبیه دلهای سخت و نفوذناپذیر به سنگ (فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ).
جمعبندی و توضیح کامل حجارة
واژه «حجارة» یک اسم جمع یا جمع مکسر در زبان عربی از ریشه «ح ج ر» است که به معنای سنگها و قطعات سخت سنگی ارایه میشود. مفهوم اصلی این ریشه لغوی بر سختی، استواری و نفوذناپذیری دلالت دارد و در کلمات همخانوادهای همچون حجر، احجار، حجره و محجور نیز پدیدار است.
در فرهنگ اسلامی و متون قرآنی، این واژه کاربردهای نمادین و تکاندهندهای دارد. حجاره در آیات قرآن گاهی به عنوان هیزم آتش جهنم در کنار انسانهای گناهکار، گاهی به عنوان مأمور عذاب و باران سنگ برای اقوام سرکش، و گاهی نیز به عنوان معیاری برای توصیف دلهای قسی و سختِ عاری از ایمان و احساسات تجلی یافته است.
به طور کلی، این کلمه در ادبیات و فرهنگ دینی نمادی از سختی، خشونت، بتپرستی و جهالت به شمار میرود، هرچند که در برخی بافتهای زبانی و کاربردی میتواند نشاندهنده پایداری، استحکام و مقاومت فیزیکی نیز باشد.