یعنی چه
طبع دژم یک ترکیب وصفی-ادبی در زبان فارسی است. این واژه از دو بخش «طبع» (به معنی ذات، سرشت یا خلقوخو) و «دژم» (به معنی اندوهگین، افسرده، آشفته یا خشمگین) تشکیل شده است. در ادبیات کلاسیک، این ترکیب برای توصیف افرادی به کار میرود که دچار گرفتگی خاطر، دلافسردگی یا خشم فروخورده هستند و حالتی سنگین و غیرشاد دارند.
تلفظ
واژه اول یعنی طبع با فتح طاء و سکون باء و عین خوانده میشود [طَبع] و واژه دوم با ضم دال و فتح ژیم [دُژَم] تلفظ میگردد.
در جدول
پاسخ دقیق در جدول برای این ترکیب ۶ حرف دارد. در صورت نیاز به تکواژهها، میتوان از «دژم»، «ملول» یا «مغموم» استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به دو طیف معنایی اندوه و خشم، ترکیبات فوق نزدیکترین معادلها هستند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به حالت اندوه از محزون و برای خشم از اوفکلی استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای جایگزین کاملاً فارسی این ترکیب شامل طبع ملول، دلافسرده، خاطر آزرده، سرشت افسرده و بدخلق هستند که همگی مفهوم گرفتگی روحی را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات سنتی و طب قدیم، طبع دژم نمادی از غلبه خلط سودا، ناامیدی و اندوه است. همچنین در توصیفات طبیعت، این واژه یادآور ابرهای تیره و بارانزای پاییزی و زمستانی است که حس گرفتگی و تاریکی را تداعی میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل طبع دژم
ترکیب وصفی «طبع دژم» یکی از تعابیر زیبای ادبیات کلاسیک فارسی است که از درآمیختن یک واژه عربی (طبع) و یک واژه اصیل پارسی میانه (دژم) پدید آمده است. کلمه دژم به تنهایی بار معنایی دوگانهای دارد؛ از یک سو به معنای غم، غصه، دلتنگی و افسردگی است و از سوی دیگر معنای خشم، آشفتگی و برافروختگی را افاده میکند. بنابراین طبع دژم نشاندهنده حالتی روانی است که شخص در آن دچار اندوه عمیق یا تندخویی و ملالت خاطر شده است.
این اصطلاح در شعر حماسی و سنتی ایران، به ویژه در شاهنامه فردوسی، کاربرد فراوانی داشته و معمولاً برای تصویر کردن پهلوانان یا پادشاهانی که از حادثهای غمگین یا خشمناک شدهاند، به کار میرفته است. در طب سنتی نیز این حالت با غلبه سودا و سردی مزاج مرتبط دانسته میشود که نمادی از گرفتگی، تاریکی و احوالات ناخوشایند روحی است.