یعنی چه
«خجلت بردن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که به معنای تجربه کردن حالت شرم، انفعال و روبروشدن با حس شرمساری است. در ادبیات فارسی، بردن در این ترکیب به معنای تحمل کردن یا تجربه کردن یک حالت روحی و درونی به کار رفته است.
تلفظ
این عبارت از دو واژه تشکیل شده است: «خِجْلَت» (با کسره خ و سکون ج) و «بُرْدَن» (با ضمه ب و سکون ر).
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «خجلت بردن» به عنوان پاسخ برای طراحانی که به دنبال تعابیر کنایی یا اصیل ادبی برای شرمندگی هستند، کاربرد دارد و دقیقاً ۸ حرف دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم این اصطلاح در انگلیسی، بسته به میزان و نوع خجالت، از ترکیباتی که نشاندهنده شرمندگی عمیق یا دستپاچگی هستند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل ثلاثی مجرد «خجل» و اسم مصادرهایی مانند احتشام و استحیاء دقیقاً همین مفهوم کنارهگیری و انفعال ناشی از شرم را میرسانند.
به فارسی
معادلهای سره و رایج فارسی این عبارت شامل خجالت کشیدن و شرمنده شدن است. واژههای همخانواده آن بر پایه ریشه عربی عبارتند از: خجل، خجالت، خجول و مخجول. متضادهای آن نیز فخر کردن، مباهات کردن، سرافرازی کردن و افتخار کردن هستند.
در قرآن
خود ترکیب «خجلت بردن» یا واژه «خجلت» و حتی ریشه ثلاثی «خجل» در قرآن کریم به کار نرفتهاند. با این حال، مفاهیم اخلاقی و روحی نزدیک به آن، با واژههایی نظیر «حیاء» (شرم ممدوح) یا «خِزی» (خواری و رسوایی) در آیات متعدد توصیف شدهاند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، خجلت بردن با نشانههای فیزیکی و تصویری همچون «سر پایین انداختن»، «سرخ شدن شفقگونه صورت» و «اجتناب از نگاه چشمی» نمادپردازی میشود؛ چنانکه شاعران بارها از عرق خجلت و سر به زیری در اشعار خود یاد کردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل خجلت بردن
عبارت «خجلت بردن» یک مصدر مرکب فصیح و کنایی در زبان و ادبیات فارسی است. این اصطلاح از ترکیب واژه عربی «خجلت» (به معنی شرم) و فعل فارسی «بردن» (در معنای تحمّل و تجربه کردن یک حالت) ساخته شده است. در متون کهن و اشعار بزرگان نظیر سعدی و حافظ، این تعبیر به زیبایی برای نشان دادن انفعال، شرمساری و پشیمانی از یک رفتار یا گفتار به کار رفته است و نشاندهنده یک واکنش عمیق درونی و اخلاقی است.
از نظر نمودهای فرهنگی، خجلت بردن در جامعه و ادبیات ما با رفتارهای فیزیکی مشخصی مثل عرق شرم بر پیشانی نشستن، سرخ شدن چهره و سرافکندگی همراه است. اگرچه ریشه این واژه در قرآن کریم وجود ندارد، اما بازتاب رفتاری آن تحت عناوینی چون حیا و آزرم، همواره در فرهنگ ایرانی-اسلامی به عنوان یک ویژگی انسانی مورد توجه قرار گرفته است.