یعنی چه
نوعی اختلال زبانی (آفازی) ناشی از آسیب به بخشهای تکلمی مغز بهویژه ناحیه بروکا است که در آن بیمار توانایی ساختاردهی دستوری و اصولی به جملات را از دست میدهد و جملات را بهصورت ناقص، تلگرافی و با حذف افعال و نشانههای دستوری بیان میکند.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت «زَبانْ پَریشیِ نَحْوی» (zaban-parishi-ye nahvi) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این اصطلاح دقیقاً خود واژه «زبان پریشی نحوى» با ۱۳ حرف است. معادلهای کوتاهتر آن مانند آگراماتیسم یا آفازی نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در متون تخصصی عصبروانشناسی و زبانشناسی پزشکی، از اصطلاحات Syntactic aphasia و Agrammatism برای توصیف این وضعیت استفاده میشود.
به فارسی
در منابع علمی فارسی علاوه بر این اصطلاح، واژههایی چون «ناگراماتیسم»، «زبانپریشی دستوری» و «زبانپریشی ناروان» به عنوان برگردانهای معادل به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل زبان پریشی نحوى
زبانپریشی نحوی (یا آگراماتیسم) یک اصطلاح ترکیبی تخصصی در زبانشناسی پزشکی و علوم اعصاب معاصر است. واژه «زبانپریشی» به عنوان وامواژه ساختاری برای اصطلاح پزشکی Aphasia ساخته شده و واژه «نحوی» از ریشه عربی نحو به معنای ساختار جمله و دستور زبان گرفته شده است. این اختلال معمولاً بر اثر آسیب به نیمکره چپ مغز و ناحیه حرکتی گفتار (بروکا) ایجاد میشود.
در این وضعیت، بیمار اگرچه ممکن است کلمات منفرد را به خاطر آورد، اما در ترکیب آنها بر اساس قواعد دستوری ناتوان است. برای مثال، فرد ممکن است به جای بیان جمله کامل «من فردا به پزشک مراجعه میکنم»، تنها کلمات کلیدی را به صورت تلگرافی و منقطع مانند «فردا... دکتر... رفتن» به زبان بیاورد و حروف اضافه، نشانهها و تصریف افعال را حذف کند.
این اختلال تفاوت آشکاری با زبانپریشی معنایی دارد؛ در زبانپریشی معنایی (مانند آفازی ورنیکه) ساختار دستوری و نحو جملات بیمار کاملاً سالم و روان است، اما کلمات انتخاب شده بیمعنی بوده و گفتار فرد فاقد محتوای منطقی است. بررسی این اختلالات به دانشمندان در درک بهتر نحوه پردازش و سازماندهی زبان در مغز انسان کمک شایانی میکند.