یعنی چه
این واژه دو رویه معنایی دارد؛ در مفهوم مادی به ضخامت و استحکام بافت اشاره میکند و در مفهوم اخلاقی و کنایی، نمایانگر وقاحت و بیباکی در بیادبی است که از آن به «صَفاقَةُ الوَجه» یا همان پوستکلفتی تعبیر میشود.
تلفظ
این کلمه به صورت صَـفـاقَـه (با فتح صاد و فاء) تلفظ میشود و در زبان عربی تنوین یا تاء تانیث در انتهای آن قرار میگیرد.
در جدول
اگر در جدول با سوالی مثل بیشرمی، پررویی یا کلمه ۵ حرفی عربی به این معنا مواجه شدید، صفاقة پاسخ صحیح است.
به انگلیسی
برای ابعاد اخلاقی از کلماتی چون Insolence یا Brazenness و برای بعد مادی از Thickness یا Density استفاده میشود.
به عربی
اصطلاح صَفاقَةُ الوَجْه در عربی دقیقاً معادل وقاحت شدید و پررویی آشکار به کار میرود.
به فارسی
در ترجمه و برگردان فارسی، بر حسب سیاق متن میتوان از واژههایی مثل وقاحت، بیحیایی یا اصطلاح کنایی سنگپای قزوین (پوستکلفتی) استفاده کرد.
در قرآن
این کلمه جزو لغات غیرمستعمل قرآنی است و در تفاسیر یا متن آیات مستقیماً دیده نمیشود، هرچند مفاهیم مشابه آن با کلمات دیگری بیان شدهاند.
نماد چیست
صفاقة در اصطلاحات فرهنگی و زبانی نماد بارز رفتار زننده، بیپناهی از شرم و مقاومت کنایی صورت در برابر ملامت و ملامتگران است.
جمعبندی و توضیح کامل صفاقة
واژه عربیالاصل «صفاقة» از ریشه سه حرفی (ص ف ق) مشتق شده که در اصل به معنای کوبیدن چیزی به چیز دیگر (مانند دست زدن یا تصفیق) است. این کلمه در طول زمان دو لایه معنایی متمایز یافته است؛ در معنای مادی به ضخامت، پایداری و سفت بودن بافت پارچه اشاره دارد و در معنای کنایی و اخلاقی که کاربرد بسیار رایجتری دارد، به معنای بیشرمی، وقاحت و گستاخی آشکار است.
در حوزه رفتاری و اخلاقی، اصطلاح «صفاقة الوجه» کاربرد فراوانی دارد که دقیقاً معادل اصطلاح فارسی «پوستکلفتی» یا رویِ سنگ پای قزوین داشتن است؛ یعنی حالتی که فرد بدون توجه به هنجارها و بدون داشتن ذرهای شرم و حیا، به رفتارهای زننده خود ادامه میدهد. این واژه با وجود کاربرد وسیع در لغتنامههای معتبر عربی و فارسی نظیر دهخدا و لسانالعرب، در متن قرآن کریم به کار نرفته است.