یعنی چه
این کلمه دو ساحت معنایی دارد: در ادبیات کهن و لغوی، به جانوری پستاندار و گوشتخوار شبیه سمور و پوست نرم و گرانبهای آن، یا نوعی پارچه لوکس ابریشمی گویند. در اسلنگ و زبان عامیانه مدرن، به هر چیز تکراری، بیارزش، مبتذل، از مد افتاده و بیکلاس گفته میشود. برای مثال، وقتی شخصی لباسی با ترکیب رنگی بسیار عجیب و ناموزون میپوشد که تلاش ناامیدکنندهای برای باکلاس به نظر رسیدن است، دیگران در شبکههای اجتماعی آن پوشش را «خز» مینامند.
تلفظ
این واژه به صورت خَز (Khaz) تلفظ میشود؛ در زبان عامیانه نیز با همین تلفظ و بدون تغییر آوایی به کار میرود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر منظور معنای لغوی باشد پاسخهایی چون سمور، قاقم یا پوستین مد نظر است و اگر توصیف عبارت ۶ حرفی مد نظر باشد، پاسخ خودِ «کلمه خز» خواهد بود.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در ترجمه رسمی از واژه Fur استفاده میشود، اما در فضای مجازی و گفتگوهای روزمره برای توصیف یک رفتار یا شیء خز، واژههایی مثل Cringe یا Tacky به کار میروند.
به فارسی
برابرهای فارسی این واژه در متون کهن شامل پوستین، قاقم و حریر است. در واژگان معاصر و عامیانه، کلماتی مانند بیکلاس، جواد، از مد افتاده و مبتذل به عنوان معادل آن استفاده میشوند.
نماد چیست
خز در فرهنگ سنتی و تاریخ لباس، به دلیل قیمت گزاف پوست این حیوان، نماد اشرافیت، قدرت، تجمل، گرما و نرمی بود. برعکس، در فرهنگ عامیانه و مدرن امروز ایران، به نمادی از کجسلیقگی، عدم اصالت و تلاش ناموفق برای باکلاس جلوه کردن تبدیل شده است.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه خز
واژه «خز» یکی از جالبترین سیرهای تحول معنایی را در زبان فارسی طی کرده است. این کلمه در ریشه لغوی و کهن خود، به جانورانی از راسته سموریان و پوست گرانبها و اشرافی آنها یا پارچههای ابریشمی نفیس اشاره دارد که همواره مایه تشخص و ثروتمندی طبقات بالای جامعه بوده است. این واژه ریشهای اصیل دارد و در زبان پهلوی نیز به همین صورت به کار میرفته است.
با این حال، در دگردیسی زبانی معاصر و ادبیات عامیانه اینترنتی، «خز» تغییر ماهیت داده و به یک اصطلاح اسلنگ (کوچه-بازاری) تبدیل شده است. امروزه این کلمه برای توصیف هر چیز کپیبرداریشده، بیکلاس، امّل، مبتذل و از مد افتادهای به کار میرود که اصرار زیادی بر باکلاس بودن دارد. در واقع، این واژه از اوج مفهوم تجمل به عمق مفهوم بیکلاسی تغییر جهت داده است.