یعنی چه
ابوالوقت در لغت به معنای «پدر وقت» یا «صاحب زمان» است. در اصطلاح عرفان و تصوف، به عارف واصل و کاملی اطلاق میشود که بر زمان، مکان و احوال روحی خود تسلط مطلق دارد؛ او دگرگون نمیشود، بلکه احوال را دگرگون میکند و برخلاف «ابنالوقت»، تابع شرایط لحظهای نیست.
تلفظ
این واژه ترکیبی از «أبو» و «الوقت» است که در زبان فارسی به صورت سرهم و با سکون لام و قاف تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخی ۸ حرفی برای راهنماهایی همچون «صاحب زمان در اصطلاح صوفیه» یا «عارف حاکم بر احوال خویش» کاربرد دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این اصطلاح عرفانی شامل عباراتی چون «خداوندگار زمان»، «فرمانروای لحظه»، «وقتخداوند» و «سلطان حال» است که رهایی فرد از قید زمان خطی را نشان میدهد.
در قرآن
واژه «ابوالوقت» در قرآن وجود ندارد. ساختار و مفهوم این اصطلاح کاملاً کلامی و عرفانی است که در قرون بعدی تصوف شکل گرفته است؛ هرچند ریشه «وقت» برای مفاهیمی مثل میقات و زمان عبادات در قرآن دیده میشود.
نماد چیست
ابوالوقت در ادبیات نمادین عرفانی، نماد «حضورِ محض در حال» و رهایی از بند گذشته و آینده است. او مانند خورشیدی است که خود منبع نور و اثرگذاری است، برخلاف ابنالوقت که مانند ماه از شرایط پیرامونش اثر میپذیرد.
جمعبندی و توضیح کامل ابوالوقت
واژه «ابوالوقت» یک ترکیب عربی وارد شده به ادبیات فارسی است که بیش از آنکه یک لغت عمومی و کلاسیک با کاربرد روزمره باشد، یک اصطلاح تخصصی در حوزه عرفان و تصوف اسلامی است. این کلمه از نظر لغوی به معنای پدر یا صاحب وقت است و عارفی را توصیف میکند که به بالاترین درجات سلوک رسیده و بر احوالات درونی و زمانه خویش فرمانروایی میکند.
در ساختار شناختی صوفیه، ابوالوقت دقیقاً در نقطه مقابل «ابنالوقت» (فرزند وقت) قرار میگیرد. در حالی که ابنالوقت تابع شرایط، زمانه و احوالی است که بر او تحمیل میشود، ابوالوقت به ثبات روحی و مقامی رسیده است که زمان و احوال را به اراده خود مدیریت میکند و هرگز دچار غفلت یا اسارت در تاسفِ گذشته و ترسِ آینده نمیشود.