یعنی چه
واژه واجبالطاعة صفت مرکبی است که به شخص، مقام یا دستوری اطلاق میشود که پیرو به لحاظ شرعی، عقلی یا قانونی مکلف به امتثال بیقیدوشرط از آن است؛ به گونهای که نافرمانی از آن تخلف و گناه شمرده میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب واژگانی به صورت وا-ج-بُط-طا-عَه (Vâjibu't-tâ'at) در زبان فارسی رایج است.
به انگلیسی
در متون حقوقی و کلامی انگلیسی برای رساندن این مفهوم از عباراتی که بر الزام قانونی یا مذهبیِ اطاعت دلالت دارند، استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی و متون فقهی و کلامی، تعبیر مُفترضالطاعه دقیقترین و رایجترین اصطلاح همارز برای این مفهوم است.
به فارسی
در زبان فارسی عباراتی چون لازمالاطاعه، مطاع و واجبالامتثال به عنوان برگردان و معادلهای معنایی مستقیمی هستند که برای این ترکیب عربی به کار میروند.
در قرآن
عینِ عبارت ترکیبی «واجبالطاعة» در متن قرآن وجود ندارد؛ اما مفهوم و ریشه آن در آیات متعدد از جمله آیه اولیالامر (أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) به صراحت مطرح شده است که مفسران آن را شامل خدا، پیامبر و ائمه معصومین میدانند.
جمعبندی و توضیح کامل واجب الطاعة
واژهی «واجبالطاعة» یک اصطلاح ترکیبی کلامی، فقهی و حقوقی است و به مقام یا فردی اشاره دارد که به دلیل مشروعیت ذاتی، الهی یا قانونی، فرمانبرداری از دستورهای او بر دیگران واجب و الزامی است. در اندیشه و کلام اسلامی، این صفت به طور مطلق و بیقیدوشرط تنها متعلق به ذات باریتعالی، پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) است، چرا که طاعت آنها در راستای طاعت خداوند قرار دارد.
از نظر ریشهشناسی، این واژه از دو بخش «وجب» (به معنی ثبوت و لزوم) و «طوع» (به معنی انقیاد و فرمانپذیری) تشکیل شده است. در جدولها و لغتنامهها، این کلمه ده حرفی به عنوان صفت برای حاکم عادل یا مقام ولایت به کار میرود و متضادهای آن کلماتی چون عاصی، متمرد و طاغوت هستند.