یعنی چه
مستلزم بودن یعنی وقوع یا وجود چیزی به چیز دیگری وابسته باشد؛ به عبارت دیگر، وقتی امری پدید میآید، وجود امر دیگری را واجب، ضروری یا طلب کند. این واژه در متون رسمی، حقوقی و منطقی کاربرد فراوانی دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح بخش عربی این عبارت «مُسْتَلْزِم» (با ضمه ميم و سکون س، فتح ت و سکون ل، کسر ز) است که در ترکیب با مصدر فارسی «بودن» به صورت روان خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر ایجاب کردن، اقتضا کردن یا متضمن بودن نیز به عنوان معادلهای همامتیاز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، افعال مختلفی برای رساندن مفهوم استلزام و نیازمندی متبادر میشود.
به فارسی
مترادفهای دقیق فارسی و عبارات جایگزین آن عبارتند از: لازم داشتن، نیازمند بودن، ایجاب کردن، اقتضا کردن، متضمن بودن و مسبب چیزی شدن. در مقابل، عباراتی مانند بینیاز بودن، مستغنی بودن و منفک بودن به عنوان متضادهای معنایی آن شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل مستلزم بودن
عبارت «مستلزم بودن» یک ترکیب فعلی (فارسی-عربی) است که بخش نخست آن یعنی «مستلزم» از ریشه عربی «لـزم» در باب استفعال گرفته شده و به معنای طلب کردن لزوم یا مایهٔ ضرورت است. این واژه به خوبی رابطه پیوستگی علت و معلول یا وابستگی شرطی میان دو پدیده را نشان میدهد؛ به طوری که تحقق امر اول بدون حضور امر دوم غیرممکن یا ناقص خواهد بود.
در کاربردهای روزمره و اداری، وقتی گفته میشود «موفقیت مستلزم تلاش است»، به این معناست که تلاش شرطِ لازم و جداییناپذیر برای رسیدن به موفقیت است. در ساختار منطقی و ریاضی نیز مفهوم استلزام اهمیت بالایی دارد و معمولاً آن را با نماد پیکان یکطرفه نشان میدهند که حاکی از یک ضرورت منطقی است.
اگرچه خودِ واژه «مستلزم» با این صیغه در متن قرآن کریم به کار نرفته، اما مشتقات دیگر ریشه آن مانند «أَلْزَمَهُمْ» و «لِزَاماً» بارها با مفاهیم وجوب، التزام و ضرورت در آیات متعددی مطرح شدهاند که نشاندهنده عمق و اصالت معنایی این ریشه در زبان و ادبیات است.