یعنی چه
لباس درویش به جامهٔ ساده، غالباً از جنس پشم یا پارچهٔ خشن و کمارزش (مانند خرقه، دلق یا مرقع) گفته میشود که درویشان، صوفیان و سالکان طریقت برای نشان دادن فقر اختیاری، تواضع، ریاضت نفس و بیاعتنایی به مظاهر و تجملات دنیوی میپوشیدهاند. این لباس معمولاً جلوبسته و گاه پر از وصله بوده که از دست پیر و مرشد به مرید ارث میرسیده است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ «لباس» (با کسرهٔ سین مضاف) و «دَرویش» (با فتح دال و سکون راء) تشکیل شده است و در روانخوانی به صورت [لِـبـاسِ دَرویش] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «لباس درویش» دقیقاً یک پاسخ ۹ حرفی است. همچنین کلمات مترادفی چون «خرقه»، «دلق»، «مرقع» و «پشمینه» نیز به عنوان پاسخهای جایگزین و کوتاهتر برای این مفهوم کاربرد فراوان دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم عموماً از ترکیب Dervish robe یا Sufi cloak استفاده میشود. در متون تخصصی و عرفانی غربی نیز خود واژهٔ وامگرفته شدهٔ Khirqa به کار میرود.
نماد چیست
در فرهنگ تصوف و عرفان اسلامی، لباس درویش یا همان خرقه نمادِ فروتنی، شکستن نفس اماره، ترک تعلقات مادی و زهد افراطی است. این جامه نشاندهندهٔ تسلیم محض بودن در برابر حق و پیر طریقت بوده و در ادبیات به عنوان تقابل آشکار با لباسهای فاخر، تجملی و اهل عُجب و ریا شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل لباس درویش
عبارت «لباس درویش» که در ادبیات عرفانی و متون صوفیه بیشتر با نامهای «خرقه»، «دلق» و «مرقّع» شناخته میشود، بیش از آنکه یک پوشش ساده باشد، بیانیهای بصری از جهانبینی سالکان طریقت است. واژهٔ درویش خود ریشه در زبان پارسی میانه (driyōš) به معنای فقیر و نیازمند دارد و اصطلاح خرقه نیز از ریشه عربی «خرق» به معنی پاره کردن گرفته شده است؛ چرا که این لباسها را از تکهپارچههای کهنه و وصلهشده سرهم میکردند تا هیچ ارزش مادی نداشته باشد.
گرچه ترکیب مستقیم «لباس درویش» در متن قرآن کریم نیامده است، اما مشایخ صوفیه برای تبیین باطنی و مشروعیتبخشی به پوشش خود، همواره به آیه ۲۶ سوره اعراف یعنی «وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِکَ خَيْرٌ» استناد کردهاند. آنها خرقهٔ ظاهری را نمادی از آن لباس باطنی تقوا و ورع میدانستند که مرید با پوشیدن آن، عهد میبست تا از گناهان دوری کند و قدم در راه سلوک معنوی بگذارد.
در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در اشعار حافظ و سعدی، لباس درویش یا دلق پشمین همواره در تضاد با «قبای پادشاهی»، «اتلس» و «دیبا» قرار میگیرد. شاعران با پناه بردن به این مفهوم، ارزش فقر اختیاری و غنای دل را برتر از قدرت و ثروت ظاهری پادشاهان دانستهاند؛ هرچند که در همان دوران نیز گاهی از مکر و ریای صاحبان خرقه خرده گرفته شده و بر لزوم پاکی باطن در کنار سادگی ظاهر تاکید شده است.