یعنی چه
مست گشتن یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که دو کاربرد اصلی دارد: در معنای حقیقی، به معنی زایل شدن عقل و از دست رفتن هوشیاری طبیعی بر اثر نوشیدن مسکرات است. در معنای کنایی، ادبی و عرفانی، به حالت وجد، شور، شیفتگی شدید و از خود بیخودی درونی اشاره دارد که در آن فرد از عقل مصلحتاندیش بریدن و در زیبایی یا عشق (بهویژه عشق الهی) غرق میشود.
تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «مَست» (با فتح مِیم و سکون سِین) و «گَشتَن» (با فتح گاف و سکون شِین) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف، خود واژه «مست گشتن» (۷ حرف) یا مترادفهای آن نظیر «مست شدن» و «مدهوش شدن» است.
به انگلیسی
برای کاربردهای عادی و حقیقی از فعلهای اصطلاحی مربوط به الکل استفاده میشود و در متون ادبی و عرفانی، واژگانی که به حالات وجد و بیخودی روحی اشاره دارند (مانند rapt یا inebriated) به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی مفهوم مستی با ریشه «س ک ر» پیوند دارد. در حالت عرفانی و صوفیانه، تعابیری مانند غلبهٔ وجد یا فناء برای رساندن این معنا استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل مست گشتن
مصدر مرکب «مست گشتن» ریشه عمیقی در زبان و فرهنگ ایرانی دارد. واژه «مست» از پارسی میانه (mast) و ریشههای کهن هندواروپایی میآید که با مفاهیمی چون لذت و سکر مرتبط است؛ واژه «گشتن» نیز از ریشه ایران باستان به معنی چرخیدن و تبدیل شدن است که در اینجا نقش فعل تحولی (شدن) را ایفا میکند.
در ادبیات کلاسیک فارسی و اشعار بزرگانی چون حافظ و مولوی، مست گشتن فراتر از یک حالت فیزیکی، نماد بریدن از عقل حسابگر دنیوی و رسیدن به مرتبهٔ عاشق صادق است. انسان مست در این دیدگاه، سود و زیان مادی را فراموش کرده و در حقیقتِ محبوب یا ذات الهی ذوب میشود.
اگرچه خود این ترکیب فعلی فارسی در قرآن کریم نیامده، اما مفهوم ریشهای آن یعنی «سُکر» در آیات مختلفی (مانند سوره نساء و حجر) برای اشاره به حالت مستان یا مسحور شدن چشمها به کار رفته است که نشاندهنده ابعاد گوناگون این واژه در متون دینی و ادبی است.