یعنی چه
راوی در لغت به معنی نقلکننده و بازگوکننده است. این واژه در ادبیات به کسی اطلاق میشود که داستان یا ماجرایی را برای مخاطب تعریف میکند و زاویه دید اثر را شکل میدهد. در اصطلاح دینی و علوم حدیث نیز به فردی گفته میشود که کلام یا رفتار پیامبر و ائمه را با ذکر سند به نسلهای بعدی منتقل کرده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، برای راهنماییهایی نظیر «داستانسرا»، «نقلکننده حدیث» یا «گزارشگر واقعه»، کلمه ۴ حرفی «راوی» یک پاسخ دقیق و متداول است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Narrator بیشترین کاربرد را در نقد ادبی و فیلمسازی برای اشاره به صدای گوینده یا دانای کل دارد.
به عربی
این کلمه خود ریشه عربی دارد و در این زبان برای اشاره به ناقلان احادیث شریف و همچنین روایتکنندگان قصههای کهن به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی سره یا روان، میتوان از واژههایی چون «روایتگر»، «داستانسرا»، «گزارشگر» و «گوینده» به عنوان جایگزینهای معنایی راوی استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل راوی
واژه «راوی» از ریشه ثلاثی مجرد عربی «ر و ی» (رَوَى، یَرْوِی) گرفته شده است. جالب اینجاست که این ریشه در اصل به معنای سیراب کردن و حمل کردن ظرف آب بوده و بعدها به مجاز، برای حمل، نقل و انتقال کلام، داستان و اخبار به کار رفته است. در ادبیات و نقد هنری مدرن، راوی به عنوان نماد حافظه تاریخی، دانای کل و پل ارتباطی میان گذشته و حال شناخته میشود و نقش کلیدی در پیشبرد پیرنگ دارد.
این کلمه گرچه به صورت مستقیم و با همین لفظ در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفهوم آن در قالب نقل قصص انبیاء و سرگذشت پیشینیان به وفور دیده میشود. همچنین در تاریخ اسلام، اصطلاح «راویان قرائات» به کسانی اطلاق میشود که شیوههای تلاوت قرآن را از قاریان بزرگ صدر اسلام نقل کرده و به نسلهای بعدی رساندهاند.
در ساختار جملات فارسی، این واژه هم در بافت سنتی و هم در ادبیات معاصر کاربرد فراوانی دارد؛ به عنوان مثال در عباراتی نظیر «راوی این رمان، پسربچهای دهساله است» یا «علم رجال به بررسی احوال راویان حدیث میپردازد» به کار میرود. این کلمه با کلماتی چون روایت، روایات و مروی همخانواده است.