یعنی چه
ابن بسام یک نام خاص ترکیبی در زبان عربی است که از دو واژه «ابن» (پسر) و «بسام» (بسیار تبسمکننده) تشکیل شده است. در تاریخ ادبیات و جهان اسلام، این نام اشاره به شخصیتهای برجستهای نظیر «ابن بسام بغدادی» (شاعر هجوسرای دوره عباسی) و «ابن بسام شنترینی» (ادیب و مورخ مشهور اندلسی و نویسنده کتاب الذخیره) دارد.
تلفظ
این عبارت تاریخی با کسر همزه در واژه اول و فتح باء و تشدید سین در واژه دوم به صورت «اِبنِ بَسّام» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «ابن بسام» به عنوان پاسخ برای طراحانی که به دنبال نام شاعر عباسی یا مورخ اندلسی هستند، کاربرد دارد و دقیقاً از ۷ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای نگارش این نام خاص تاریخی از صورت لاتین Ibn Bassam استفاده میشود.
به فارسی
معادل یا برگردان تحتاللفظی این ترکیب عربی در زبان فارسی «بسامزاده» یا «پسرِ بسام» است، هرچند که در متون ادبی و تاریخی فارسی نیز عینا به صورت «ابن بسام» به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ابن بسام
عبارت «ابن بسام» یک واژه عمومی با معنای لغوی مستقل در زبان فارسی نیست، بلکه یک اسم خاص (اعلام) ترکیبی است که از زبان عربی به تاریخ و ادبیات فارسی راه یافته است. ریشه بخش دوم این نام، یعنی «بسام»، به ثلاثی مجرد (ب س م) بازمیگردد که صیغه مبالغه آن به معنای کسی است که بسیار لبخند میزند و خوشرو است؛ بنابراین ترکیب کلی آن معنای «فرزندِ مرد خوشرو» را متبادر میسازد.
در بستر تاریخ و فرهنگ اسلامی، این نام بیش از هر چیز یادآور هویت ادبی و تاریخی دو شخصیت بزرگ است. یکی از آنها ابن بسام بغدادی، شاعر گزندهزبان و هجوسرای معروف عهد عباسی است و دیگری ابن بسام شنترینی، مورخ و ادیب نامدار اندلس که با نگارش کتاب ارزشمند «الذخیرة فی محاسن اهل الجزیرة» خدمت بزرگی به ثبت تاریخ ادبیات شبهجزیره ایبری در دوران اسلامی کرد.
این واژه در زبان فارسی امروز صرفاً در متون تخصصی تاریخ، ادبیات و تحلیلهای مرتبط با شعر و تاریخنگاری دوره اسلامی به چشم میخورد و کاربرد عامیانه یا روزمره ندارد. از نظر ساختاری نیز کلماتی مانند تبسم، باسم و بسم با آن همخانواده هستند که همگی مفهوم نشاط و لبخند را در ریشه خود دارند.