یعنی چه
نوعی دمانس (خرف) است که بر اثر تجمع غیرطبیعی تودههای پروتئینی به نام آلفا-سینوکلئین (معروف به اجسام لویی) در سلولهای مغز ایجاد میشود. این بیماری بر تفکر، حافظه، تغییرات خلقوخو و عملکردهای حرکتی (مشابه پارکینسون) تأثیر جدی میگذارد و پس از آلزایمر، از شایعترین انواع زوال عقل به شمار میرود.
تلفظ
عبارت «زوال عقل با اجسام لویی» به صورت [زَ والِ عَق لْ با اَجْ سامِ لویی] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح پزشکی ۱۸ حرفی به صورت «زوال عقل با اجسام لویی» نوشته میشود. از دیگر پاسخهای احتمالی و مرتبط میتوان به «دمانس با اجسام لویی» یا «خرف اجسام لویی» اشاره کرد.
به انگلیسی
در متون پزشکی زبان انگلیسی، این اختلال با نامهای Lewy body dementia (LBD) یا Dementia with Lewy bodies (DLB) شناخته میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و پزشکی دیگر این عبارت شامل «دمانس با اجسام لویی»، «خرف با اجسام لویی» و «بیماری اجسام لویی منتشر» است.
جمعبندی و توضیح کامل زوال عقل با اجسام لویی
عبارت «زوال عقل با اجسام لویی» ترکیبی از کلمات عربی و یک نام خاص غربی است. واژههای «زوال»، «عقل» و «اجسام» ریشه در زبان عربی دارند و به ترتیب به معنای از بین رفتن، فهم و ادراک، و پیکرها هستند. واژه «لویی» (Lewy) برگرفته از نام فردریک لویی (Frederic Lewy)، پزشک و عصبشناس آلمانی-آمریکایی است که در سال ۱۹۱۲ برای نخستین بار این تودههای پروتئینی غیرطبیعی را در مغز کشف کرد.
این اصطلاح تخصصی پزشکی به طور مستقیم در متون کلاسیک یا قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، در قرآن از واژه «عَقَلَ» برای دعوت به اندیشیدن و همچنین عبارت «أرْذَلِ الْعُمُر» (در سورههای نحل آیه ۷۰ و حج آیه ۵) به معنای فرتوتترین دوره زندگی استفاده شده است که به زوال حافظه و هوشیاری در پیری اشاره دارد. در جملات پزشکی این اصطلاح به این صورت کاربرد دارد: «پزشکان برای کنترل علائم حرکتی و شناختی در بیمار مبتلا به زوال عقل با اجسام لویی، یک برنامه درمانی چندجانبه تنظیم کردند.»
در نمادشناسی جهانی، برای آگاهیبخشی درباره این بیماری عصبی از رنگ ارغوانی تیره یا بنفش ارکیده استفاده میشود. همچنین به دلیل ماهیت نوسانی بیماری، بروز توهمات بینایی و مبهم بودن شرایط برای اطرافیان، در ادبیات روانشناختی گاهی از نماد «مه یا سایههای لغزان» برای توصیف تجربه ذهنی و درونی این بیماران یاد میشود تا عمق چالشهای شناختی آنها به تصویر کشیده شود.