یعنی چه
در اصطلاح حقوقی، ممتنع دارای دو کاربرد اصلی است: نخست به شخصی (حقیقی یا حقوقی) ممتنع گفته میشود که با وجود داشتن توانایی، از انجام تعهد، دستور دادگاه یا تکلیف قانونی خود سر باز میزند و امتناع میکند؛ مانند قاعده فقهی و حقوقی «الحاکم ولی الممتنع» که یعنی دادگاه به جای فردِ مامتنع، حکم را اجرا میکند. دوم به معنای وضعیت، شرط یا امری است که انجام آن غیرممکن، ناشدنی و محال باشد، مانند شرط ممتنع در قراردادها که طبق ماده ۲۴۰ قانون مدنی باعث ایجاد حق فسخ میشود.
تلفظ
واژه ممتنع به صورت مُمْتَنِع (تلفظ: mom-ta-ne') ادا میشود که اسم فاعل از باب افتعال در زبان عربی است.
در جدول
کلمه مورد نظر در جدولهای شرح در متن دقیقاً ۱۱ حرف دارد. با این حال بسته به طراح جدول، کلماتی نظیر مستنکف، متمرد و محال نیز به عنوان پاسخهای جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
در متون حقوقی بینالمللی بسته به سیاق متن، از واژههای فوق استفاده میشود. برای شخصِ مستنکف از Refuser یا Defaulting party و برای شروط غیرقابل اجرا از Impossible استفاده میگردد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل سرپیچیکننده، ممانعتکننده و مستنکف (در وصف شخص) و واژههای ناممکن، ناشدنی، غیرمقدور و محال (در وصف وضعیت یا شرط) هستند.
نماد چیست
در نظامهای حقوق عمومی و بینالملل، رای ممتنع معمولاً با رنگ خاکستری یا سفید (در برابر سبز برای موافق و قرمز برای مخالف) نمایش داده میشود. در مفهوم انتزاعی و فلسفه حقوق نیز نماد بنبست قانونی، فورس ماژور یا مقاومت شخص در برابر الزامات حاکمیتی است.
جمعبندی و توضیح کامل ممتنع در حقوق
واژه «ممتنع در حقوق» یکی از اصطلاحات کلیدی و لایهدار در فقه و قانون مدنی ایران است که ریشه در زبان عربی (ثلاثی مجرد منع) دارد. این کلمه دو وجهه بارز متمایز دارد؛ در وجه اول به فردی اشاره میکند که از قانون تمرد کرده و تعهداتش را انجام نمیدهد که در این حالت دادستان یا دادگاه به عنوان «ولی ممتنع» وارد عمل میشوند. در وجه دوم، به شرایط یا تعهداتی در قراردادها اطلاق میشود که اساساً غیرقابل تحقق و ممتنعالوصول هستند.
شناخت این واژه به درک بهتر قواعد حقوقی همچون ماده ۲۴۰ قانون مدنی و نحوه برخورد دادگاهها با محکومعلیه غایب یا متمرد کمک شایانی میکند. این اصطلاح در سیستمهای رایگیری پارلمانی نیز به معنای عدم شرکت در رای موافق یا مخالف (رای ممتنع) تجلی مییابد.