یعنی چه
دشمنکام گشتن یا دشمنکام شدن یک تعبیر کهن و ادبی در زبان فارسی است. این واژه از سه جزء «دشمن»، «کام» (به معنی آرزو، مراد و خواهش) و «گشتن» (به معنی شدن) ترکیب شده است. معنای اصطلاحی آن، افتادن در وضعیت شکست، تیره بختی، ذلت یا مصیبتی است که دقیقا مطابق میل و خواست بدخواهان و دشمنان فرد باشد و موجب شادی و کامروایی آنان گردد.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت [doš-man-kām gaš-tan] است که در آن واژه دشمن و کام ساکنهای پایانی دارند و گشتن نیز به معنای شدن تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «دشمنکام گشتن» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «به آرزوی دشمن شدن» یا «مایه خشنودی بدخواهان شدن» کاربرد دارد و دقیقا دارای ۱۱ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی اصطلاح تککلمهای دقیقی برای این مفهوم وجود ندارد؛ اما ترکیبهای فوق یا استفاده از مفهوم حس Schadenfreude (شادی از رنج دیگران) معنای آن را میرسانند.
به عربی
در زبان عربی این مفهوم با واژه «شماتت» پیوند دارد؛ یعنی وضعیتی که در آن اعداء (دشمنان) از گرفتاری شخص شادمان میشوند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، دشمنکام گشتن نمادی از سقوط از اوج قدرت، شکست اخلاقی یا نظامی، و چیره شدن سرنوشت شوم بر فرد است. این واژه نشاندهنده حالتی است که علاوه بر تحمل سختی و رنج، غرور انسان نیز به خاطر خندهها و شادی بدخواهان پایمال شده است.
جمعبندی و توضیح کامل دشمنکام گشتن
عبارت «دشمنکام گشتن» یکی از ترکیبات کنایی و بسیار زیبای زبان و ادبیات فارسی است که ریشه در متون کلاسیک دارد. این اصطلاح زمانی به کار میرود که فرد یا گروهی بر اثر اشتباهات، نگونبختی یا شکست در نبرد، به وضعیتی اسفبار دچار شوند که آرزوی دیرینه دشمنانشان بوده است؛ در واقع این حالت فراتر از یک شکست ساده، مصیبتی توأم با تحقیر و سرشکستگی است.
از نظر ساختاری، این واژه تضاد جالبی با واژه «دوستکام» دارد که به معنی شادکامی و رسیدن به مرادِ دل دوستان است. در فرهنگ معنوی و حتی قرآنی (مانند آیه ۱۵۰ سوره اعراف)، مفهوم متناظر با آن به صورت «دشمنشاد شدن» یا «شماتت اعداء» تعبیر شده که نشاندهنده اهمیت حفظ عزت نفس در برابر بدخواهان در فرهنگ شرق است.