یعنی چه
واژه مستنیر در فارسی کلاسیک و اصطلاحات فلسفی و نجومی به معنای روشناییخواه، نورجو یا موجودی است که از خود نوری ندارد و رونق و روشنایی خود را از منبعی دیگر کسب میکند. در فلسفه اشراق، این کلمه در تقابل با «منیر» (نوردهنده) قرار دارد و نشاندهنده موجودات وابسته به نورِ حق یا منبع اصلی است.
تلفظ
این واژه به صورت مُسْتَنِیر تلفظ میشود؛ مِیم مضموم (مُ)، سِین ساکن (سْ)، تاء مفتوح (تَ)، نُون مکسور (نِ) و یای کشیده.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «نورگیر» یا «جرمی که از خود نور ندارد» با توجه به تعداد حروف، کلمه ۶ حرفی «مستنیر» است.
به انگلیسی
با توجه به بافت متن، معادلهای انگلیسی مستنیر بر مفاهیمِ دریافتِ نور یا روشن شدن توسط یک منبع خارجی دلالت دارند.
به عربی
این کلمه خود ریشه عربی دارد و از باب استفعال است که در زبان مبدأ نیز به معنای طلبکننده روشنایی یا کسی که از نور مستفید شده، به کار میرود.
به فارسی
نزدیکترین و دقیقترین برگردانهای فارسی برای این واژه شامل واژگانی چون «نورگیر»، «نورطلب»، «روشناییجوینده» و «اقتباسکننده نور» است.
جمعبندی و توضیح کامل مستنیر
واژه «مُستنیر» از ریشه عربی «ن و ر» و از باب استفعال (استناره) گرفته شده است که مفهوم طلب، کسب و دریافت نور را میرساند. در نجوم قدیم و ادبیات کلاسیک، بهترین و بزرگترین نماد برای این مفهوم «ماه» (قمر) است؛ چرا که ماه برخلاف خورشید که جرمی «منیر» (نورافشان بالذات) محسوب میشود، نوری از خود ندارد و با کسب روشنایی از خورشید، مستنیر و روشن میگردد.
این کلمه در حکمت و فلسفه اسلامی، به ویژه در مکتب اشراق شیخ شهابالدین سهروردی، کاربرد معنایی و نمادین عمیقی دارد. در این نگاه، تمام موجودات جهان هستی در ذات خود تاریک و وابسته هستند و برای تجلی و پیدایش، نیازمند دریافت نور از «نورالانوار» یا همان منبع الهی هستند؛ بنابراین در ساختار هستیشناسی، موجودات نسبت به ذات حق، مستنیر (نورگیرنده) به شمار میروند.
اگرچه کلمه مستنیر به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما همخانوادههای سرشناس آن مانند منیر بارها در آیات الهی استفاده شدهاند. شناخت این واژه به درک بهتر متون کهن ادبی، عرفانی و فلسفی فارسی کمک شایانی میکند.