یعنی چه
بریسم در واقع همان ابریشم است؛ رشتههای ظریف، نرم و ارزشمندی که از پیله کرم ابریشم به دست میآید و برای بافت پارچههای گرانبها استفاده میشود. در ادبیات کهن، این واژه مجازاً به معنی تار و سیم سازهای زهی مانند چنگ و بربط نیز به کار رفته است.
تلفظ
این واژه در متون کهن و با توجه به ریشه معرب آن معمولاً به صورت بِرِسم یا بْریسم تلفظ میشود که دگرگونی آوایی از واژه ابریشم است.
در جدول
در کلمات متقاطع، واژه پنج حرفی «بریسم» به عنوان معادل ابریشم، حریر یا تارهای سازهای قدیمی شناخته میشود.
به انگلیسی
معادل دقیق انگلیسی این واژه با توجه به معنای اصلی آن Silk است.
به عربی
این واژه به صورت «الإبریسم» وارد زبان عربی شده و به عنوان واژهای معرب از ریشه پارسی میانه به کار میرود. کلمه «الحریر» نیز مترادف رایج آن است.
به فارسی
معادلهای روان و رایج فارسی این واژه شامل ابریشم، بریشم، حریر، قز، پرنیان و پرند است که همگی به نوعی به این منسوج لطیف و گرانبها اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل بریسم
واژه «بریسم» یک اصطلاح کهن و دگرگونشده در زبان فارسی است که به طور مستقیم به «ابریشم» اشاره دارد. این کلمه از ریشه پهلوی و پارسی میانه (abrēšam) نشأت گرفته و در سیر تطور زبانی خود، به صورت مخفف در برخی متون فارسی به کار رفته و همزمان به شکل «ابریسم» به زبان عربی نیز راه یافته و معرب شده است.
در ادبیات کلاسیک فارسی، بریسم علاوه بر دلالت بر پارچه و الیاف گرانقیمت، کنایه و مجازی از تارهای سازهای زهی نظیر چنگ و عود بوده است. این واژه در فرهنگهای لغت معتبر مانند لغتنامه دهخدا تایید شده و نمادی از ظرافت، لطافت، ارزشمندی و زیبایی به شمار میرود که امروزه بیشتر در حل جدول یا متون ادبی کهن مورد توجه قرار میگیرد.