معنی
این واژه از ریشه عربی «ح س ب» به معنای کفایت و بسندگی گرفته شده و به این معنی است که چیزی یا کسی برای رفع نیازهای ما کاملاً کافی و بسنده است.
یعنی چه
عبارتی کلاسیک و قرآنی است که مفهوم بینیازی به واسطه وجود یک حامی یا منبع قدرتمند را میرساند. وقتی گروهی این واژه را به کار میبرند، یعنی به آنچه دارند یا کسی که پشتیبان آنهاست کاملاً مطمئن و غنی هستند.
تلفظ
این کلمه با فتح حاء، سسکون سین، ضم باء و اشباع الف در پایان تلفظ میشود.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی متون اسلامی و قرآنی، معمولاً از صفات کفایتکننده برای انتقال معنای آن استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن در برگردانهای متون کهن شامل واژههایی است که مفهوم کفایت کردن و بینیاز کردن را به ضمیر «ما» متصل میکنند.
در قرآن
مشهورترین کاربرد آن در عبارت «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ» (خدا ما را بس است و او بهترین کارساز است) تجلی یافته که آیه ۱۷۳ سوره آلعمران است و به عنوان شعار توکل مؤمنان در سختیها شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل حسبنا
واژه «حسبنا» یک ترکیب عربی فصیح (شامل اسم مصدر «حَسْب» به معنی کفایت + ضمیر متصل «نا» به معنی ما) است که در زبان و ادبیات فارسی، به ویژه در متون دینی، عرفانی و تزیینات معماری کاربرد چشمگیری دارد. این کلمه به معنای «ما را بس است» یا «برای ما کافی است» بوده و ریشه آن به معنای بسندگی و برآوردن نیازها است، اگرچه با حروف اصلی واژههایی چون حساب و محاسب مشترک است.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، این واژه جزئی از ذکر معروف «حسبنا الله ونعم الوکیل» است که نماد بارز توکل مطلق، ایمان راسخ به پروردگار و پناه بردن به آغوش امن الهی در مواجهه با اضطرابها، تهدیدها و سختیهای زندگی به شمار میرود. استفاده از این واژه نوعی آرامش قلبی و روانی را در ادبیات نیایشی به همراه دارد.