یعنی چه
واژه منکسره صفت مؤنث از ریشه «کَسَرَ» است. این کلمه در معنای لغوی به هر چیز شکسته، خردشده، درهمشکسته یا ناراست اشاره دارد. در کاربردهای اخلاقی، عرفانی و دینی، به معنای دلشکسته، اندوهگین، فروتن و خاشع است؛ یعنی کسی که غرور خود را شکسته و با تواضع و نرمدلی در برابر حقیقت یا خداوند تسلیم شده است. همچنین در متون قدیمی مالیه، به مال یا مالیاتی که وصول آن متعذر و غیرممکن شده نیز منکسره میگفتند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «شکسته یا دلشکسته»، واژه ۶ حرفی «منکسره» یا معادلهای ۵ و ۶ حرفی آن مانند «شکسته» و «خردشده» مورد استفاده قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، این واژه در انگلیسی به صورت Broken (در معنای مادی)، Broken-hearted (در معنای عاطفی) یا Humble (در معنای معنوی و اخلاقی) ترجمه میشود. در حوزه فیزیک و نورشناسی نیز معادل Refracted به کار میرود.
به فارسی
برابرها و مترادفهای فارسی این واژه شامل کلماتی چون شکسته، خردشده، ناتوان، سست، برافتاده، دلشکسته، محزون، خاشع، خاضع و نرمدل است. در تداول لغوی اصطلاح کنایی «عنق منکسره» (گردنِ شکسته) به فرد ترشرو، بداخلاق یا اخمو اشاره دارد. متضادهای فارسی آن نیز مستقیم، سالم، پابرجا، درست، شاد، سرحال، مغرور و متکبر هستند.
در قرآن
خودِ واژه «منکسره» با این ساختار و رسمالخط دقیق در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما مفهوم معنوی آن یعنی دلشکستگی و فروتنی در برابر خداوند، در تفاسیر و به ویژه در احادیث قدسی و روایات اسلامی به وفور دیده میشود. مشهورترین نمونه آن، حدیث قدسی «أَنَا عِنْدَ الْمُنْکَسِرَةِ قُلُوبُهُمْ» است که میفرماید: من نزد کسانی هستم که قلبهایشان برای من شکسته است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی، روحی و اخلاقی، واژه منکسره نمادی از تواضع کامل، فروتنی، شکستن نفس اماره و غرور در برابر حق است. قلب منکسره، دلی آسیبپذیر اما وارسته، معنوی و پذیراست که به دلیل دوری از تکبر، بیشترین آمادگی را برای دریافت رحمت، برکت و انوار الهی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل منکسره
واژه «منکسره» صیغه مؤنث از واژه عربی منکسر (از ریشه کسر) است که در اصل به معنای شکسته، خردشده و آسیبدیده است. این کلمه با وجود ریشه عربی، در ادبیات، عرفان و متون کهن فارسی کاربرد یافته و از قالب معنای مادی خود فراتر رفته است تا حالات عمیق روحی و اخلاقی را توصیف کند.
در اصطلاح معنوی و دینی، منکسره به دلهایی اشاره دارد که از غرور، عجب و خودخواهی تهی گشته و در برابر عظمت خداوند خاضع شدهاند. اگرچه این لفظ به طور مستقیم در متن قرآن نیامده، اما حضور پررنگ آن در احادیث قدسی مانند «انا عند المنکسره قلوبهم»، جایگاه رفیعی به آن در سنن عرفانی بخشیده است؛ به طوری که قلب منکسره تجلیگاه قرب الهی شناخته میشود.
از سوی دیگر، این واژه در گذشته کاربردهای تخصصی دیگری نیز داشته است؛ برای مثال در متون دیوانی قدیمی به مالیاتهای لاوصول «مال منکسره» میگفتند و در فیزیکِ نور نیز به پرتوهای شکستهشده اطلاق میشد. در مجموع، منکسره واژهای چندبعدی است که بیشترین بار معنایی خود را در ادبیاتِ تواضع و دلشکستگیِ عارفانه حفظ کرده است.