یعنی چه
تقرح در لغت به معنای زخم شدن، ریش شدن و بروز جراحت در بدن است. در اصطلاحات پزشکی و آناتومی، به فرآیند ایجاد اولسر یا همان زخمهای عمیق و چرکین در مخاط یا پوست (مانند زخم معده یا زخمهای پوستی مزمن) تقرح گفته میشود.
تلفظ
این واژه بر وزن تفعل خوانده میشود؛ حروف قاف و راء دارای فتحه هستند و حرف راء مشدد و مضموم است (تَقَرُّح).
در جدول
در کلمات متقاطع و جداول کلمات، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «زخم شدن بافت»، «ریش شدگی بدن» یا معادلهای چهار حرفی آن به کار میرود.
به انگلیسی
در متون علمی و تخصصی انگلیسی، برای اشاره به حالت یا فرآیند ایجاد این نوع زخمها از واژه Ulceration استفاده میشود.
به فارسی
دقیقترین برگردانها و جایگزینهای فارسی اصیل برای این واژه، کلماتی مانند «زخمشدگی»، «ریش» و «جراحت» هستند که عمق و سوزش آسیب بافتی را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل تقرح
واژه تقرح از ریشه ثلاثی مجرد عربی «ق ر ح» به معنی زخم کردن گرفته شده و با ورود به باب تفعل، مفهوم فرآیند و پذیرش حالت زخمشدگی را به خود گرفته است. این کلمه در طب سنتی و مدرن کاربرد فراوانی دارد و به هرگونه فرسایش، آسیب یا از بین رفتن یکپارچگی بافتهای سطحی و مخاطی بدن اشاره میکند که معمولاً با سوزش و ترشحات چرکین همراه است.
اگرچه خود لفظ «تقرح» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم ذکر نشده، اما ریشه اولیه آن یعنی «قَرْح» در آیاتی از سوره آلعمران برای توصیف جراحتها، سختیها و آسیبهای جسمی مسلمانان در جریان جنگهای صدر اسلام به کار رفته است که نشاندهنده اصالت و قدمت معنایی این مفهوم در زبان عربی است.
در ادبیات فارسی و متون عرفانی نیز این واژه فراتر از اصطلاحات پزشکی ظاهر شده و بار استعاری پیدا کرده است؛ شاعران و نویسندگان از آن به عنوان نمادی برای «دلریش بودن»، رنجهای عمیق روحی، سوز و گداز درونی ناشی از هجران یا عشق دردناک استفاده میکنند تا عمق آسیب وارد شده به روان انسان را به تصویر بکشند.