یعنی چه
واژه مخصوص برای توصیف ویژگی، فرد یا شیئی به کار میرود که از حالت عمومی و همگانی خارج شده و به طور انحصاری برای یک منظور یا فرد خاص در نظر گرفته شده باشد.
مترادف
این کلمات همگی بر متمایز بودن و تعلق انحصاری یک چیز دلالت دارند.
هم خانواده
این واژگان همگی از ریشه سه حرفی (خ ص ص) مشتق شدهاند و معنای مشترک وابستگی و ویژهبودن را حمل میکنند.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده است و اسم مفعول از فعل «خَصَّ» به معنای اختصاص دادن و ویژه کردن است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه مخصوص معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «ویژه»، «خاص» یا «آنچه به کسی اختصاص دارد» میآید و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، از کلمات فوق برای رساندن مفهوم مخصوص استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی نیز این واژه و همخانوادههایش دقیقاً برای بیان مفاهیم انحصاری و غیرعمومی به کار میروند.
به ترکی
در ترکی استانبولی کلمه تبارمند Özel رایجترین معادل است، گرچه واژه Mahsus نیز در برخی بافتها شنیده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی برای این کلمه، واژگانی چون «ویژه» و «جداگانه» هستند که به خوبی مفهوم تمایز را منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل مخصوص
واژه مخصوص از کلمات بسیار پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشهای عربی دارد و به هر چیزی اشاره میکند که از جنبه عمومی، عام و همگانی خارج شده باشد. این واژه در ارکان مختلف زندگی روزمره، از توصیف قوانین و ابزارها گرفته تا جایگاههای اجتماعی و روابط انسانی، برای نشان دادن اهمیت، استثنا یا انحصار یک موضوع به کار میرود.
از نظر ساختار زبانی، با واژگانی چون خصوصی، اختصاص و تخصیص همخانواده است و در لغتنامههای بزرگی چون دهخدا و معین با مفاهیمی مثل ممتاز و برگزیده مترادف قلمداد شده است. استفاده از این واژه به کلام مشخصیت و وضوح میبخشد تا مخاطب بداند هدف یا شیء مورد نظر اشتراکی نیست.
گرچه خود این رسمالخط دقیقاً در متن قرآن نیامده، اما ریشه آن در قالبهای فعلی نظیر «یختص» بارها برای توصیف رحمت انحصاری خداوند بر بندگان برگزیده استفاده شده است که اصالت معنوی و نمادین برگزیدگی را در فرهنگ خاورمیانه تقویت میکند.