یعنی چه
این واژه در لغت به معنای تباهشده، سست، بینظم و از کار افتاده است. در کاربردهای امروزی به هر چیز یا سیستمی که روال طبیعی و منظم خود را از دست داده باشد، مختل میگویند. در متون قدیمی گاه به معنای نیازمند یا سخت تشنه نیز به کار رفته است.
مترادف
واژههای فوق در متنهای مختلف میتوانند به عنوان جایگزین این کلمه استفاده شوند.
متضاد
کلماتی که مفهوم پایداری، سلامت و برقراری نظم را رسانده و روبروی این واژه قرار میگیرند.
هم خانواده
واژگانی که با این کلمه همریشه بوده و مفهوم برهمخوردن نظم یا ایجاد شکاف را منتقل میکنند.
ریشه
این کلمه ریشه عربی دارد و اسم مفعول (یا صفت) از باب افتعال (اِختَلَّ - یَختَلُّ) است که از سه حرف اصلی «خ»، «ل» و «ل» ساخته شده است.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی میم، سکون روی خ، فتح روی ت و تشدید روی لام است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع معمولاً در پاسخ به راهنماهای «آشفته»، «بههمریخته» یا «دچار بینظمی شده» یک واژه چهار حرفی به دست میآید.
به انگلیسی
بسته به متن و نوع اختلال (سیستمی، روانی یا فیزیکی) از معادلات متفاوتی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی که میتوان به جای این واژه عربی در جملات استفاده کرد شامل «نابه سامان»، «بههمریخته» و «آشفته» هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مختل
واژه مختل به عنوان یک صفت نسبتاً پرکاربرد در زبان فارسی، ریشهای عربی دارد و به هر پدیده، سیستم یا حالتی اطلاق میشود که نظم، توازن و روال طبیعی خود را از دست داده باشد. این واژه در حوزههای مختلفی از جمله پزشکی (اختلالات روانی و جسمی)، فنی (مختل شدن شبکهها) و اجتماعی کاربرد دارد.
بررسی ساختار لغوی آن ما را به ریشه «خلل» میرساند که به معنای ایجاد شکاف و آسیب در یک ساختار یکپارچه است. در کاربردهای امروزی، این کلمه دقیقاً در برابر واژههایی مثل منظم و بسامان قرار میگیرد و نشاندهنده بروز وضعیت بحرانی یا نامطلوب در یک جریان است.
اگرچه خود این واژه به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده، اما واژههای همخانواده مفهومی آن که نشاندهنده از دست رفتن تعادل هستند، در زبان عربی و متون کهن به وفور دیده میشوند. استفاده درست از این کلمه به رسایی و صراحت کلام در توصیف شرایط نابه سامان کمک میکند.